استفاده از سم زنبور در ردیابی مواد منفجره

زنبورها نه تنها به واسطه گرده افشانی خود در کشاورزی بر روی زمین نقش حیاتی به عهده دارند، بلکه اکنون آشکار شده است که این حشرات با هوش می توانند انسان‌ها را از خطر انفجارهای ناشناخته حفظ کنند.

 محققان MIT دریافته‌اند پروتئین بامبولیتین که مقادیر زیادی از آن را می‌توان در سم زنبور یافت، از قابلیت ردیابی تک مولکولهای انفجاری نیترو-آروماتیک معطری مانند TNT برخوردارند. در صورتی که از این مولکولها در حسگرهای به کار رفته در فرودگاه‌ها استفاده شود، می‌توان این حسگرها را نسبت به آنچه اکنون هستند، برای ردیابی مواد منفجره حساس تر ساخت.
محققان سطح داخلی نانوتیوبها را به این پروتئین آغشته کردند و سپس آنها را در معرض جریان هوایی قرار دادند که از مجاورت مواد منفجره عبور داده شده‌اند. نانو لوله‌ها به صورت طبیعی از خود نور ساطع می کنند و هنگامی که رایحه مواد منفجره از مجاورت آنها عبور می‌کند، شدت تابش این نور در اثر ترکیب پروتئین نیش زنبور و عوامل نیترو-آروماتیک تغییر می‌کند.

با وجود اینکه امکان دیدن این نور توسط چشم غیر مسلح وجود ندارد، این تغییر در پرتو نوری نانو لوله‌ها را می‌توان با استفاده از میکروسکوپهایی ویژه ردیابی کرد. محققان با ترکیب کردن انواع مختلفی از نانولوله های کربنی و پروتئین بامبولیتین توانستند انواع مختلفی از مواد منفجره را شناسایی کنند. از چنین سیستمی می‌توان برای ردیابی مولکولهایی که در هنگام تجزیه مواد منفجره ای مانند TNT به وجود می آیند نیز استفاده کرد.

بر اساس گزارش بی بی سی، در حال حاضر حسگرهای تجاری مواد منفجره ذرات باردار هوایی را با کمک طیف نگاری ردیابی می کنند و با وجود اینکه چنین سیستمهایی از مقاومت بالا و هزینه کمی برخوردارند، نمی توانند مواد منفجره را در سطح مولکولی ردیابی کنند. در حالیکه حسگرهای نیش زنبوری نه تنها می توانند مواد منفجره را در مقیاس مولکولی ردیابی کنند، بلکه می‌توانند در دمای اتاق یا فشار اتمسفر نیز به کار خود ادامه دهند.

نتایج کنکور

از اونجایی که حداکثر تا فردا شب نتایج کنکور اعلام می شه این پستو گذاشتم تا تو قسمت نظراتش هر مطلبی خواستید در این رابطه بنویسید. رتبه دیگران رو اطلاع بدید. به هم دیگه تبریک بگید و ...

من یه هفته نمی رسم دیگه به وبلاگ سر بزنم. اگه نظرات زود به زود تایید نمی شه نگران نباشید سروش همه رو یه باره تایید می کنه. امیدوارم این خداحافظیم طولانی نشه.

در آخر به تمام کسانی که رتبه خوبی در کنکور امسال آوردن پیشاپیش تبریک می گم. همچنان آمار بازدید این وبلاگ رو بالا نگه دارید.

التماس دعا

بازار داغ تولد و نامزدی و طلاق (!!!!)

یه چند روزی ما نبودیم کلی اتفاق افتاده کارنامه مون منتشر شده ازدواج و جشن تولد و تبریک و تشکر و نامزدی و ...

اما یه نکته ای رو نفهمیدم. تو نظرات پست "انتظارها به پایان رسید "  هیشکی به ما یه تبریک الکی هم نگفته اما توش تبریک ازدواج و تشکر به خاطر تبریکو و تشکر به خاطر تشکرو و خلاصه یه چیزی به خاطر یه چیز دیگه و این.

خوب من تبریکامو از تولد شروع میکنم :

اول تولد مهشید خیراندیش و البته با کمی تاخیر.

دوم تولد امیر زندوی فرد (که روی فردش تاکید داره تا منحصر به فرد باشه.)

که امیدوارم هر دوتون 120 ساله بشید.

اما نوبت به نامزدی رسید :

اول مریم دشتی نژاد که از روی قصد و مستقیم خبردار شدیم.

دوم ایمان حسنی عزیز که البته من از قبل خبردار بودم ولی به من گفته بود که به کسی نگم که حامد پتشو ( نخونید پتوشو ) ریخت رو اب البته بدون جزئیات.

منم مجدد بهش تبریک میگم و امیدوارم کادویی که بهش دادمو فراموش نکنه.

علی مرادی تو هم منافع مشترک رو خوب اومدی.

راستی خردمند، تو هم به خاطر این مناسبتها یه چند تا جوک بی مزه بذار دور همی  بخندیم .


پر افتخارترین تیم لیگ برتر

تیم سپاهان با 3 قهرمانی در لیگ برتر و 3 قهرمانی در جام حذفی پرافتخارترین تیم لیگ برتر ایران نام گرفت و همچنین اولین تیمی که 2 بار متوالی قهرمان لیگ شده است

نه قرمز نه آبی فقط زرد طلایی

گلی به گوشه جمال پسرها.(با احترام به خانم ها)

خدا رو شکر که جواب یکی از سوال هامو گرفتم و فهمیدم امروز تولد امیر زندویه. اما دیشب که این خبرو شنیدم اول شوکه شدم. بعدش کلی خندیدم. فکر کنم حالا نوبت امیر باشه که بهش تبریک بگیم. امیر روزیو ببینم که ۱۲۰۰ ساله بشی. عدد از این بزرگترم داریم؟ 

در یکی از پست ها نوشته بودم که هدف خانم ها از کنکور دادن رو نمی دونم که سوتفاهم شد. اما منظور من این بود که نمی دونم آزمایشی کنکور دادن یا واقعا خونده بودن. همین!!! اصلا این نوشته مبهم نبود.

یه نفر تو نظرات نوشته بود: هدف خودت از کنکور چی بوده که انشاالله طی یک پست در آینده اعلام می کنم.

در نظرات نوشته شده بود خانم دشتی نژاد نامزد کردن. کلمه نامزد رو از ویکی پدیا پیدا کردم نوشته بود: موجود خوبیه که با اون زندگی تازه ای رو می شه شروع کرد. (فکر کنم همون فرشته نجات خانم ها باشه.) حالا که این موجود خوب برای خانم دشتی نژاد پیدا شده ما هم این امر مبارک رو  بهشون تبریک می گیم.

اما یه خبر بترکون: حیف دیدم حالا که بنیامین گفته: بابا پسرا! هوای همدیگرو داشته باشید. گفتم حیفه خبری رو که یه یه هفته ایه شنیدم پیش خودم نگهدارم.

ایمان حسنی قاطی مرغ ها شد.


ایمان جان من که تا حالا چند بار بهت تبریک گفتم. اما بازم می گم: مبارکه.

 

برای کاهش استرس بخوانید

سلامی دگر بر برو بچ خوب خودمون ، بچه ها بهترین راه رفع نگرانی فکر نکردن به همون موضوعه ، پس سعی کنید که فقط بخندید ...

لطیفه 1
 
مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید: « برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»
مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست؟»
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می‌كنید؟ »
مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی»

لطیفه 2

کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.»

رئیس پاسخ می دهد: «خودم می‌دانم، اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی.»

کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم.»


باتشکر فراوان

هفته خوابگاه ها

هفته خوابگاه ها بر شما مبارک.

این تنها موضوعیه که می تونم تو این ول وشو، روش مانور بدم و کمی از استرستون کم کنم.

یه چند تا عکس از خوابگاه امام خمینی (ره) و فاطمیه (س) هم تو ادامه مطلب براتون می ذارم تا تجدید خاطره بشه. (برای ایتن عکس ها رو تو ادامه مطلب می ذارم تا سرعت وبلاگ گرفته نشه.)

با دیدن عکس ها چه حسی بهتون دست داد؟

ادامه مطلب دارد...

ادامه نوشته

انتظارها به پایان رسید.

 

گفتم یه نمونه عکس از کارنامه کنکور کارشناسی ارشد بذارم، کارنامه خودتونو دیدید کپ نکنید. اول این عکسو Saveکنید بعد ببینیدش.

پیش بینی های حامد کریمی

خودم گفتم آقا پست جدید نذارید.اما دیدم نظرمم خیلی طولانی شد گفتم پستش کنم.

تو کنکور امسال هیچ چیز مشخص نیست. اما اگه همه چیز روال عادی رو داشته باشه. رتبه ها به قرار زیره. اگر چه به امید خدا از این هم بهتر می شه.

۱. علی مرادی: علی مرادی تو رشته MBA  کنکور داده. بدترین رتبش تو پارسه ۱۱ بوده و بهترینش ۵. در بدترین شرایط دیگه باید ۲۰ ام بشه.

۲. معین: بهترین رتبه پارسه ۳و بدترینش به سه رقمی هم فکرکنم نرسید. دانشگاه تهران منتظرته پسر. هوای تهرون مثل بوشهر نیستا. آب به آب نشی.

۳. موسی توانا: بهترین رتبه پارسه ۵ و بدترینش فکر کنم از ۳۰ تجاوز نکرد. اما این آدم بسیار غیر منتظره عمل می کنه. یا شریف یا شبانه زاهدان.

۴. احسان حسین زاده: پتانسیلشو داره زیر ۱۵۰ بشه.

۵. رضا نوروزی: رتبه ۲۳ هم تو پارسه داشت. البته اگه مثل همیشه ما رو دور نزده باشه. فکر کنم رضا از دانشگاه شیراز بدش نیاد.

۶. نوید دشتی زیاد راضی نبود. اما پتانسیل بالاش رتبه بین ۲۰۰تا ۳۰۰ رو براش کنار گذاشته. فقط یه دانشگاه برو نوید که خوابگاه متاهلی داشته باشه.

۷. مسعود بهروزی، سلمان رفیعی، داوود اظهری، علیرضا عالی حسینی، مجتبی عباسی و البته خودم: بین رتبه های ۲۰۰ تا ۶۰۰ ، یعنی چند تا جا برا ماها پیدا نمی شه؟ البته امکان این که مسعود بهروزی و سلمان تو این جمع بترکونن زیاده.

۸. بنیامین جعفریان، علی غریبی، قاسم گلشن، علیرضا خردمند و محمد رفیعی هم به صورت حرفه ای مقوله کنکور رو دنبال نکردند. مجید جعفرپور هم اولش خوب شروع کرد اما آخراش برید.

۹. حمید پاک نیت و کامرا ن صیادی هم اون طوری سراغی ازشون ندارم.

۱۰. خانم ها (به طور کلی): از اون جایی که از طرز درس خوندن و هدف از کنکور دادنشون خبری ندارم، واقعا پیش بینی برام سخته. (البته می شه یه حدس هایی زدا. اما ما رو وارد این بازی های پیچیده نکنید.)

امیدوارم تمام دوستان دانشگاه مورد علاقشون قبول بشن. راستی شما ها هنوز استرس دارید؟ بابا مثل من باشیدا.

 ممنون از بنیامین عزیز که گفته: دوست دارم. بنیامین منم همین طور.

بعد چند تا سوال داشتم:

۱. این آی کیو که این روزها نقل محافل شده و همش از اون صحبت می شه چیه؟

۲. چه جوری آقای زندوی فر ۲۴تا گل یکسان پیدا کردن و چرا ۲۴ تا؟

۳. راستی تولد آقای زندوی فر کیه؟

۴. ۱۲۰ سال یعنی چند سال؟

و هزاران سوال بی پاسخ دیگه.

در ضمن به نظر شما نفر بعدی برای صندلی گرم کی باشه بهتره؟ (می تونید برای نظرات این پست از اسم مستعار استفاده کنید. چون شاید نخواین طرف مقابل بفهمه شما اونو انتخاب کردین. اما لطفا تبدیل به عادت نشه.)

سوال و جواب های نوید آمادست و به زودی روی وبلاگ می آد.

بیایید نوستر آداموس شویم.

حالا که بحث کنکور تو وبلاگ بالا کشیده و استرس ها به اوج خودش رسیده، توصیه می کنم بیایم و پیش بینی کنیم هرکسی چه رتبه ای تو کنکور امسال میاره. اسامی افرادی هم که تو کنکور امسال شرکت کردن با کم و کاست براتون می ذارم. اگه کس دیگه ای هست لطفا بگین تا اضافه کنیم. پیش بینی های شما می تونه حالت کاملا جدی یا کاملا شوخی رو داشته باشه.

کنکوری های امسال:

مسعود بهروزی، انیس تنگستانی زاده، موسی توانا، بنیامین جعفریان، احسان حسین زاده، مهشید خیراندیش، مریم دشتی نژاد، نوید دشتی، زهرا راستگو، معین رضا علیزاده یکتا، سلمان رفیعی، سارا روزخوش، علی غریبی، فاطمه قنبرپور، قاسم گلشن، علی مرادی (رشته MBA)، رضا نوروزی، داوود اظهری، حمید پاک نیت، عبدالمجید جعفرپور، علیرضا خردمند، محمد رفیعی، کامران صیادی برازجانی، علیرضا عالی حسینی، حامد کریمی، صغری قاسمی، فاطمه گودرزی ومجتبی عباسی.

در ضمن بیایید بیشتر روی این پست و پست های قبلی مانور بدیم و زیاد پست جدید نذاریم. (تنها یه پیشنهاده) خود منم پیش بینیمو تو نظرات می ذارم. لازم نیست پیش بینی شما شامل تمام بچه ها باشه.

آبدارچی شرکت مایکروسافت

بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید. آدرس ایمیل تان را بدهید تا فرم های استخدام را برای شما ارسال کنم.مرد جواب داد : متاسفانه من کامپیوتر شخصی و ایمیل ندارم.رئیس گفت امروزه کسی که ایمیل ندارد وجود خارجی ندارد و چنین کسی نیازی هم به شغل ندارد.

مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه انداخت.

او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت مایکروسافت بودم.

خاطره ی شماره ی4 (مسخره بازی!!!)

هفته ی پیش معین و داوود اینجا (تهران) بودن. جای همه شما واقعا خالی بود. جاهای باحالی رفتیم و کلی دور زدیم. یکی از جاهایی که با هم رفتیم پارک دانشجوی تهران بود که یکی از قشنگ ترین پارک های تهرانه. یکی از دلایل زیبایی این پارک هم ساختمان تئاتر شهره که ابهت خاصی به این پارک داده. (با یک جستجوی ساده می تونین عکسشو ببینین.) این تالار محل رفت و آمد بازیگران صدا و سیما و سینماست که در داخل اون کلاس های آموزشی وتئاتر و میتینگ برگزار می کنن. در زمان چند دقیقه ای هم که ما اونجا بودیم عکس های زیادی رو گرفتیم که به رسم احترام به پیشکسوت!!!  یکی از اون ها رو برای شما می ذارم.

عکاس: معین رضا علیزاده یکتا.

کنکور دیواری

زمانی که دبیرستان بودم به طرز عجیبی، خیلی از نوشتن بدم می اومد. به طوری که هیچ جزوه ی کاملی نداشتم و عشق کپی گرفتن بودم. اما سال کنکور (کارشناسی) که شد به طرز عجیب تری عاشق نوشتن شدم. به طوری که به جای این که درس بخونم، اون درس رو فقط می نوشتم. به طوری که یک دست نوشت از تمام کتاب های کنکور داشتم!!!

برای کنکور ارشد که شد، این عادت به طرز فجیع تری نمایان شد. علاوه بر یک دست نویس از تمام کتاب های پوران پژوهش  و راهیان ارشد و چندین دفترچه، شروع کردم به نوشتن چندین فرمول روی دیوار!!! فرمول هایی که احساس می کردم اگه جلو چشمام باشه، خیلی بهتره. خیلی از این فرمول ها اصلا نه مهم بود، نه کاربردی. اما وقتی ماژیک تو دستم بود، سعی می کردم بنویسم و کاری به اهمیت فرمول نداشتم. فکر کنم عکس پایین یه کمی به استرساتون بیشتر اضافه کنه و بیشتر یاد کنکور بیفتید.

 

اطلاعیه سازمان سنجش

سلام

امروز تو سایت سازمان سنجش نگاه کردم دیدم این و گذاشتن

و برام سوال پیش اومد که از چه منبعی اقای کریمی گفتن ۲۹ ام نتیجه ها رو میزنن.؟

امیدوارم هرکسی  نتیجه ی مطلوبشو بگیره.

اینم اطلاعیه:

سازمان سنجش آموزش كشور بدين وسيله به اطلاع  كليه داوطلبان شركت كننده در آزمون ورودي تحصيلات تكميلي (دوره‌هاي كارشناسي ارشد ناپيوسته داخل) سال 1390 مي‌رساند كه كارنامه نتايج اوليه آزمون مذكور اوايل هفته آينده بر روي سايت اينترنتي اين سازمان به نشاني www.sanjesh.org  قابل مشاهده خواهد بود و داوطلبان براي دسترسي به نتيجه آزمون خود لازم است شماره داوطلبي يا شماره پرونده و هم چنين مشخصات شناسنامه اي خود (نام خانوادگي و نام ، شماره شناسنامه و تاريخ تولد) را وارد نمايند. ضمناً :
1ـ دفترچه راهنماي انتخاب رشته‌هاي تحصيلي (دفترچه شماره 2)  اين آزمون كه شامل شرايط، ضوابط و ظرفيت پذيرش رشته‌ها مي‌باشد، از روز سه شنبه 3/3/90 در سايت اينترنتي اين سازمان قابل دسترس خواهدبود. آن دسته از داوطلباني كه مجاز به انتخاب رشته‌هاي تحصيلي مي‌شوند  درصورت تمايل به دريافت اصل دفترچه راهنماي انتخاب رشته‌هاي تحصيلي (دفترچه شماره 2)، مي‌توانند از روز پنجشنبه 5/3/90 لغايت روز دوشنبه 9/3/90 به مراكز پستي شهرستان محل اقامت خود مراجعه ونسبت به دريافت آن اقدام نمايند.
2ـ به داوطلبان مجاز به انتخاب رشته‌هاي تحصيلي آزمون كارشناسي ارشد ناپيوسته سال  1390 توصيه مي‌شود، ابتدا نسبت به تهيه و مطالعه دقيق دفترچه راهنماي انتخاب رشته‌هاي تحصيلي (دفترچه شماره2) اقدام نموده و كد رشته محل‌هاي مورد نظر خود (حداكثر 100 كد رشته محل) را از ميان كد رشته‌ امتحاني مجاز و يا كد رشته‌هاي امتحاني مجاز انتخاب و كد رشته‌ محلهاي انتخابي را ابتدا به ترتيب اولويت علاقه مرتب نمايند و پس از آن كد رشته‌هاي انتخابي را در فرم پيش نويس (فرم پيش‌نويس در دفترچه راهنماي شماره 2 چاپ شده است) به ترتيب علاقه به كد رشتامه محل‌هاي انتخابي درج و پس از اطمينان از صحت كد رشته محل‌هاي انتخابي، در محدوده زماني كه از ساعت 9 صبح پنجشنبه 5/3/90 لغايت ساعت 24روز دوشنبه 9/3/90 مي‌باشد. براي انتخاب رشته به سايت سازمان مراجعه و با وارد كردن اطلاعات كارت اعتباري ثبت نام و يا شماره پرونده و كد رهگيري ثبت نام اوليه، نسبت به ثبت كد رشته‌ محلهاي انتخابي و تكميل فرم مذكور در مدت زماني كه در نظر گرفته شده، اقدام نمايند. بديهي است پس از تاييد نهايي كد رشته‌ محل‌هاي انتخابي توسط داوطلب، رمز 15 حرفي توسط سيستم به عنوان رسيد در  اختيار داوطلب قرار داده خواهد شد.

روابط عمومی سازمان سنجش آموزش کشور

باور کنید کاملا اتفاقی همگی سر یک میز نشستن!


گلایه از دوستان برگزار کننده جشن فارغ التحصیلی !!!

حالا که آقا معین اینطور گلایه دارند جاش هست من هم اونچه دیدم رو بیان کنم!(البته این موضوع هیچ ربطی به معین جان نداره)

اگر خاطر دوستان باشه برگه های نظرسنجی بی نامی روز جشن فارغ التحصیلی بین دوستان توزیع شد تا اینجا هیچ مشکلی نیست، اما دوستان کلاه خودشون رو قاضی کنند ببینند درست بود در هنگام جمع آوری برگه ها نشانه ای از فرد روی برگه نوشته شود تا در نهایت قابل تشخیص باشد!

از این گذشته پخش کردن عکس برگه ها بین دوستان با توجه به  مشخص بودن نام افراد کاری بسیار زشت و دور از اخلاق دانشجویی بود.

من از دوستانی که این کار رو کردن گلایه ای ندارم، از آقا حامد و آقا ایمان گلایه دارم که چرا می بایست برگه ها بعد از جمع آوری نشانه گذاری شده باشند و بعد از اون بین دوستان دیگر دست به دست بگردند( الزاما نه بطور مستقیم).

بنده به شخصه نظراتم را در مورد دوستان رو برای خودم نگه داشتم، اما فکر میکنم همیشه مرز دوستی و اعتماد باید حفظ شود!

با تشکر از توجه دوستان!


سلام

سلام خدمت دوستان وبلاگی

علیرضا خردمند دستت درد نکنه که وبلاگو سرپا نگه داشتی. اگه ما بودیم اسم وبلاگ تا الان شده بود: دانشجویان دانشگاه خردمند و موضوع: بررسی روش های چگونه زورکی خنداندن بچه ها.

چند روزیه که در یه منطقه دور افتاده قرار گرفتم و خبری ندارم که چی تو نظرات گذشته و کی به کی توپیده و کی از مطلب کی خوشش اومده و ... اما به زودی زود انشاالله اولین صندلی گرم رو روی وبلاگ می ذارم. اگه سوالی مونده که می خواید از نوید بپرسید منتظر شما هستیم.

راستی حواستون هست که تا چند روز دیگه (۲۹ اردیبهشت ماه) نتایج کنکورو می زنن؟ خوب بخوابید و انقدر خواب های نتایج کنکورو نبینید. به امید خدا که همه رتبه های خوبی بیارید و در دانشگاه مورد علاقتون ادامه تحصیل بدید. من هم کمک می کنم و در پست های آینده اطلاعاتی در مورد چگونگی انتخاب رشته و دانشگاه های مختلف ایران رو با کمک بقیه بچه ها می ذارم.

چند روز پیش که معینو دیدم گلایه داشت از افرادی که با اسم های عجیب و غریب خودشونو معرفی می کنن و بعضا ... میذارن. می گفت: این چه وضعیه که ما بعد ۴ سال و خورده ای نباید از اسم و نظرات همدیگه مطلع بشیم؟ به همین دلیل در اقدامی همگانی من و سروش و نویسنده مطلب که تایید کننده نظرات هستند، نظرات این افراد رو تایید نخواهیم کرد. پیشاپیش از این افراد عذرخواهی می کنیم.

 

لطیفه

به نام خدا

سلاااام بر و بچ ، بخند دوست من .....


دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می کنن. ریل راه آهن و می گیرن و راه می افتن طرف شهر.

اولی میپرسه: کی می رسیم به شهر؟

دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می­ده

و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.

می رن و می رن … تا اولیه خسته میشه. می گه: پس چرا نمی رسیم؟

دومیه برمی گرده و عقبو نگاه می کنه و می گه: فکر کنم ردش کردیم.

با تشکر فراوان از خوانندگان

یادی از خاطرات

به نام خدا

نگرانم...

نگران دوری دستهایمان
و بی قراری فاصله ها …
نگران باران های آمده و نيامده…
مرور کردن شب و روز…
نگران تنها شدن …
نگران کم شدن آبی های آسمان…
 نگران حرفهای نگفته ی چشمهايمان
و غبار گرفتن کوچه های خاطره …
نگران سرد شدن نفسهايمان…
کمرنگ شدن اشتياق ديدارمان…
نگران بومهای خالی ديوارها …
نگران يخ زدن قلبهايمان
نگرانم…
نگرانم…
نگرانم…




بچه ها خیلی دلم براتون تنگ شده بالا غیرتا نظری ، پستی ، چیزی بذارید و این دل غم دیده ی ما شاد کنید .


با تشکر

معمای یک مهندس (طنز)

سلامی گرم به دوستان !

يک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.

برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است.
من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید.
بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.
این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد.
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»
برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد.
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت .
و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
( شما هم مي توانيد قبلا حدس بزنيد)
مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد

دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید …


عجایب 9 گانه دنیای علم به نقل از شبکه دیسکاوری آمریکا

شبکه تلويزيوني "ديسکاوري چانل" آمريکا فهرستي از "عجايب نه گانه علم" را منتشر کرده است که يا در فاز توليد هستند و يا به مرحله بهره برداري رسيده اند.

                                                                  

در اين طبقه بندي شتاب دهنده ذرات Lhc رتبه اول را به خود اختصاص داده است. اين حلقه غول پيکر 27 کيلومتري در زير شهر ژنو حرکت مي کند و در آينده اي نزديک افتتاح مي شود. اين شتاب دهنده که با هزينه چهار ميليارد يورو ساخته شده درون خود از فناوري سه رنگ استفاده مي کند و قرار است ذراتي با عنوان "بوزون هيگز" را پيدا و وجود آنها را تائيد کند. ذرات "بوزون هيگز" تاکنون با تئوري مدل استاندارد فيزيک ذرات تائيد نشده است و بنابراين کشف آن مي تواند به عنوان مدلي واحد در توضيح تمام نيروهاي جهان مورد استفاده قرار گيرد.

در رتبه دوم رده بندي عجائب نه گانه علم، راکتور آيتر قرار گرفته است. اين راکتور براي جوش هسته اي استفاده مي شود و براساس پيش بيني ها قرار است از سال 2015 انرژي پاک و نامحدود توليد کند. اين مورد که پروژه آن در دست يک کنسرسيوم بين المللي است با هزينه 10 ميليارد يورو اجرا مي شود.

سومين رتبه شگفتيهاي دنياي علم ايستگاه فضايي بين المللي است که در مدار اطراف زمين واقع شده است.

از ميان ديگر عجايب علمي که ديسکاوري چانل به جمع آوري و معرفي آنها پرداخته است مي توان به کشتي نوح دانه ها اشاره کرد. کشتي نوح دانه ها در حقيقت نوعي انبار فوق فناوري است که در جزاير اسوابارد نروژ ساخته شده و در حال جمع آوري و نمونه برداري از دانه هاي تمام گياهان روي زمين است.

همچنين برج غول پيکري به بلندي يک کيلومتر که دولت استراليا در حال ساخت آن است نيز در اين طبقه بندي قرار دارد. اين برج خورشيدي قرار است انرژي خورشيد را براي تامين گرما و برق در وسعت زيادي از مناطق اطراف ذخيره کند.

از ديگر شگفتيهاي علمي اين طبقه بندي مي توان به بزرگترين شبيه سازي که روي تغييرات آب و هوايي دنيا انجام شده اشاره کرد. اين شگفتي مجازي حاصل تلاش دانشمندان دانشگاه آکسفورد است.

جايگاه نهم اين رده بندي متعلق به آنتارس چشم الکترونيکي است که در دنياي اعماق آبها کاوش مي کند. اين تلسکوپ زيردريايي که حاصل تلاش دانشمندان در يک پروژه بين المللي است و زير درياچه اي در فرانسه نصب مي شود به رصد ذرات نوترونيو با انرژي بالا در اعماق آبها مي پردازد و از طريق اين رصدها به اطلاعاتي در خصوص فعاليت ستاره ها و کهکشانهاي بسيار دور دست مي يابد.

دو عجائب باقي مانده شامل تلسکوپ فضايي وب است که محصول ناسا بوده و قرار است در سال 2013 جايگزين تلسکوپ فضايي هابل شود و دنيا را تا ارتفاع 5/1 ميليون کيلومتري رصد کند و ديگري روياي نصب و راه اندازي يک آسانسور فضايي است که زمين را به ايستگاه فضايي بين المللي متصل مي کند. با تحقق اين رويا ديگر نيازي به پرتاب شاتلها نخواهد بود.

-----------------------------------------------                                                با تشکر

سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند زند.

یه بار دیگه به خلیج فارس رای بدین

با سلام

فکر می کردم که بعد از تلاش های بیهوده اعراب در رابطه با تغییر نام خلیج فارس ، دیگه اونا اقدام دیگری نکنند. چند هفته پیش من برایتان لینک پایین رو فرستادم و ازتون بابت رای دادن خواهش کردم. اما لازم که بدونید ، در اون روز تقریباً 150،0000 نفر رای داده بودند و سهم ما تقریباً بیش از 79% در مقابل کمتر از 21% بود اما امروز تعداد رای دهنده ها به بیش از 364،000 نفر رسیده ولی با تاسف فراوان سهم ما از 79% به کمتر از 75% رسیده واین یک فاجعه است. یادتون باشه که این رای گیری مربوط به کمپین 1،000،000 امضای شرکت گوگل است و نذارید که دوباره نام خلیج فارس به خلیج ع ر ب ی تغییر پیدا کنه .


 
خوبه بدونید که شرکت گوگل مجبوره به هر درخواستی که به طور همزمان از طرف 5000 نفر و یا هر ارگان معتبر و ثبت شده ای ، بابت به رای گذاری یک قانون ، نام ، تعریف و . . . احترام بذاره .
 

پس رو این لینک کلیک کنید و رای بدید :
 

 

حکایتی پندآموز از "شیخ بهایی"

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :

اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !

اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!

اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!

و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين …..!!!

لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.


* بله دوستان بخندید ، شاید اینگونه دل غم گرفته بنده ای را شاد کنید ، باشد که صاحبش در زمان غم دل شما را شاد کند .


با تشکر

مزیت مرد بودن (طنز)

با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز این مطلبی که نهاده شده همچنان که از عنوان آن مشخص است صرفا جهت طنز بوده و هیچگونه مضمون انتقادی ندارد و خدایی نکرده هیچگونه بی احترامی نسبت به دیگران نیست. دوستان بخوانید و بخندید که امیدوارم این هستی بزرگ که - خانوم ها هم عضو مهمی از آن هستن - نیز به شما بخندد .



http://static.binscorner.com/5/5-most-handsome-man-in-the-world/part-007.jpeg


آقایان من نه به یک دلیل بلکه به 50 دلیل به شما نشان میدهم که باید به خود بیشتر از دیروز امیدوار باشید :


1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست

2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید

3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه

4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو  قایم نمیکنید

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب  کمتر است

6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه

7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید

8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد

10- فقط شما میتونید برید استادیوم

11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید

12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید

13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید

14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید

15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید

16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره

17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید

18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید

19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید

20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید

ادامه نوشته

funny

سلام

من تصمیم ندارم اگه پستی می ذارم همش داستان باشه اما این یکی هم یه داستان شد ! ولی از یه جنس دیگه .

 

مردي از اينکه زنش به گربه خانه بيشتر از او توجه ميکرد ناراحت بود، يک روز گربه را برد و چندتا خيابان آنطرف تر ول کرد

ولي تا رسيد به خانه، ديد گربه زود تر از اون برگشته خونه، اين کار چندين دفعه تکرار شد و مرد حسابي کلافه شده بود. بالاخره يک روز گربه را با ماشين گرداند، از چندين پل و رودخانه پارک و غيره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه اي پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه  خونه هست؟

زنش گفت: آره

مرد گفت: گوشي رو بده بهش، من گم شدم!!

 

صندلی گرم

از این هفته به بعد به امید خدا به صورت هفته ای، یکی از بچه ها رو روی صندلی گرم این وبلاگ می شونیم و ازش پذیرایی داغی می کنیم. به این صورت که هر هفته سوالاتی رو برای یکی از دوستان میل می کنیم تا ببینیم کجاست، چه کار می کنه و هزار تا سوال جنجالی وغیر جنجالی. فقط شما باید زحمت بکشید و سوال هایی که از طرف مقابل تو ذهنتون هست یا به آدرس sh85.blogfa@yahoo.com میل بزنین یا در قسمت نطرات بنویسید تا ما از اون فرد بپرسیم. خواهشا سوال ها جذاب و حتی المقدور جنجالی باشد. شما همچنین می تونید نفر هفته ی بعد رو زمانی که یه نفر رو صندلی ما نشست و گزارشش تکمیل شد، در قسمت نظرات پیشنهاد بدید. من به عنوان نفر اول نوید دشتی رو انتخاب کردم تا ببینیم بالاخره با زن و زندگی چه می کنه؟ به نطر شما از نوید چی بپرسیم بهتره؟



 

آخه تکواندو هم شد فوتبال؟

در آخرین دوره بازی های آسیایی که بزرگترین فستیوال ورزشی جهان بعد از المپیک محسوب می شه و از شانس بد من و معین (از نوع رضا علیزاده یکتاش) در زمان کنکور برگزار می شد، کاروان ورزشی ایران تونست مقام چهارم آسیا رو کسب کنه. بیشتر مدال های ایران در این مسابقات هم در رشته های کشتی، تکواندو و ووشو و کاراته به دست اومد. ورزشهایی که به جز اولی که ما خودمونو مهدش می دونیم در دست کشورهای شرق آسیاست و ما حالا یه جورایی داریم ازشون جلو می زنیم.

تیم ملی تکواندوی ايران هم چند روز پیش تونست به سیطره ۳۶ ساله کره ای ها در تکواندوی جهان پایان بده. تیم ایران با این که در بخش مردان به طور كامل اما در قسمت زنان با نيمي از نفرات خود شركت كرده بود، تونست در بخش مردان عنوان قهرماني را از آن خودش کنه .
در اين مسابقات ميثم باقري در وزن اول برنز گرفت، ياسين اكبرنتاج در وزن دوم حذف شد، رضا نادريان در وزن سوم از گردونه رقابت ها كنار رفت، در وزن چهارم محمد باقري معتمد به مقام دوم دست يافت، در وزن پنجم عليرضا نصرآزاداني به مقام قهرماني رسيد، در وزن ششم فرزاد عبداللهي طلا گرفت، در وزن هفتم يوسف كرمي به مدال طلا دست يافت و در وزن هشتم كوروش رجلي برنز گرفت.
بدين ترتيب تيم ملي ايران با كسب سه مدال طلا، يك نقره و دو برنز عنوان قهرماني جهان را به دست آورد.

اما حالا که چی؟

از تمام این موفقیت ها که بگذریم، متاسفانه الان در جهان و صد البته در کشور ما موجی وجود داره که به فوتبال به خاطر جذابیت های آن و جذب سرمایه ها و باند بازی ها و سیاست هایی که از قبل آن صورت می گیره، خیلی ها ورزش رو خلاصه در فوتبال می بینن. در همین بازی های آسیایی روی تیم فوتبال ما اونقدر مانور داده شد که خدا می دونه. اما همین تیم حتی یه مدال حلبی هم از آن ایران نکرد. در صورتی که خیلی از ورزش هایی که ما وقتی در تلویزیون می دیدممشون نمی دونستیم چه جوری امتیازاتش رد و بدل می شه ( مثل ووشو) رفتن و کلی مدال به کاروان ایران هدیه کردن و مایه سرفرازی و خوشحالی مردم ایران شدن.

حالا مگه مشکل چنه؟

مشکل از اون جایی شروع می شه که جوونی که یکی از بزرگترین دلخوشی هاش همین فوتبال عزا موندست، با دیدن این فوتبال که به نظر من روز به روز داره عقب تر می ره باید چه کار کنه؟ جوانانی که به خاطر همین نتایج ضعیف سکته کردن یا خودکشی (که البته از نادونیشونه) تکلیفشون چیه؟ فوتبالی که ساختار درستی نداره و به نظر می رسه حالا حالاها درست بشو نیست. خدا آخر عاقبت این فوتبالو به خیر کنه. و اما توصیه به تمام دوستان که دل خودتونو به فوتبال خوش نکنین. مگه تمام ورزش خلاصه شده تو فوتباله؟ (چه کنیم که آره یه جورایی خلاصه شده تو فوتباله) برید به بقیه کاراتون برسین و برای قهرمانی تیم تکواندو خوشحالی کنید.

 

 

 

آب گرم زودتر از آب سرد منجمد می‌شود؟


شک کردن در مورد اینکه آب گرم زودتر منجمد می‌شود یا آب سرد، ممکن است ساده به نظر برسد ولی دلایل تقریباً محکم علمی ممکن است شما را به فکر کردن دوباره در این مورد وادار کند.
این اتفاق طبیعی «اثر امپمبا» نام دارد. این نام را به افتخار «اراستو امپمبا» دانش آموز دبیرستانی تانزانیایی که در سال 1963 این اثر را مشاهده و ثبت کرد، انتخاب کرده‌اند.

اثر امپمبا زمانی رخ می‌دهد که دو مقدار مساوی آب با دما‌های متفاوت را در معرض منبع سردی قرار می‌دهند و آبی که دمای بالاتری دارد زودتر منجمد می‌شود.
مشاهده این نوجوان شک‌های دانشمندان و متفکرانی مانند ارستو و دکارت را به یقین تبدیل کرد.

برای توضیح این اثر اولین عاملی که به بحث گذاشته می‌شود، تبخیر سطحی مایع است. مولکول‌های سطحی مایعات همواره در حال جدا شدن از سطح مایع هستند. به همین دلیل است که لیوان آب در دمای معمولی پس از چند روز کاملاً خالی می‌شود و هر قدر که دمای آب بالاتر باشد متعاقباً تبخیر سطحی زودتر رخ می‌دهد.

به این ترتیب در اثر امپمبا، تا زمانی که هر دو مقدار آب منجمد شوند، تبخیر سطحی زودتر در سطح آب با دمای بالاتر انجام می‌شود و با داشتن مقدار کمتری آب برای منجمد شدن، آب با دمای بالاتر زودتر منجمد می‌شود.

ایرادی که به این قسمت وارد است این است که این توضیح برای حالتی درست است که سطح مایع باز باشد و در حالتی که سطح مایع بسته است معنی ندارد و اثر امپمبا در محفظه‌های بسته نیز انجام می‌شود.

توضیح دیگری که برای این اثر می‌دهند، این است که مقدار گاز‌های حل شده در آب گرم کمتر است و به همین دلیل آب گرم زودتر منجمد می‌شود.

دلیل دیگری که ارائه می‌شود این است که در زمان منجمد شدن، آب از پایین به بالا یخ می‌زند و با دارا بودن اختلاف جریان حرکت گرما سریع‌تر انجام می‌شود. به این معنی که هر قدر اختلاف دمای سطح و کف آب در حال انجماد بیشتر باشد، حرکت گرما سریع‌تر انجام می‌شود و به همین دلیل هم آب با دمای بالاتر زودتر منجمد می‌شود.

پس دفعه بعدی که آب را برای یخ زدن در فریزر قرار می‌دهد، سعی کنید از آب گرم استفاده کنید تا زودتر یخ در دسترستان باشد.

I am a bozorgtar

درود

احساس کردم بزرگتر وبلاگ کم شده. گفتم بیام و چند تا نکته رو متذکر بشم.

 

اولا که این خیلی بی انصافیه که به خاطر چندتا مطلب در مورد حسنی و ضرغامی مطالب وبلاگ رو در مورد اونا بدونیم.

بعدشم مگه اشکال داره مثلا می خواید من چندین صفحه اندر باب فضایل و سجایل خواجه حافظ و سعدی بنویسم؟ اینا رو که توی هرجای دیگه هم میشه پیدا کرد. اما لطفش به اینه که حداقل یه خاطره ای برای بقیه زنده بشه.

و اما روی صحبتم به هادی کرمی چه اشکالی داره، شما هم از خاطراتت با رامین خادمی (که اصلن کجاست بلاخره تروریستا کشتنش یا نه) حمید پاک نیت (که میگن زن گرفته) موسی توانا بذاری؟ از رافائل رفتنا از کاکتوسای وقت و بی وقت از قوام یا از شغاب، پارک یا هرجای دیگه که رفتی بذاری؟ مگه کسی میگه چرا؟  از حال و هوای دوران متاهلی بگو یا از هرچی که دلت میخواد بگو اما تو فقط بگو....!!!

در ضمن اگه خاطره ای هم نداری می خوای من خاطراتتو با بقیه بچه ها رو بذارم. مثلا آزمایشگاهات با علی غریبی. یا عسلویه با محسنی. که چه جوری دو لپی غذا رو می کشیدی بالا و صداشم در نمی اوردی یا اصلا خاطرات جک های بی مزه ای که در جشن فارغ التحصیلی می گفتی. 

 

اما در جواب منتقدین حامد کریمی:

حامدی که من می شناسم اگه نگیم داره زحمت میکشه حداقل داره وقتشو میذاره تازه خیلی وقتا هم میره کافی نت.

کاری هم که میکنه سعی میکنه چندتا پست جدید بذاره که وبلاگ بگرده (نمونشم پست پایینی). بچه ها هم کم کم بیان و پست بذارن اما حالا شده سیبل انتقادات. از حسنی بگه، میگن همش حسنی. از ضرغامی بذاره، میگن چرا ضرغامی؟ در مورد یکی دیگه بذاره میگن چرا همش حامد کریمی مطلب میذاره؟ خب بقیه بیان جلو در مورد هر چی که  میخوان پست بذارن.

 

و یه پیشنهاد به هادی کرمی:

یه مطلب اندر حکایت دعوای موسی توانا بذار با استاد تا یه خاطره ای هم زنده بشه.

 

خاطره ی شماره ی 3

ترم هفت که بودیم، کار هر هفتمون شده بود جمعه ها بریم ساحل ریشهر. اونجا هم که می رفتیم بساط رو سریع علم می کردیم و کارمونو شروع می کردیم . امیدوارم ذهنتون سمت و سوی خاصی نرفته باشه. بساط والیبال ساحلیو می گم. یه 2 تا پایه بود و یه تور و البته یه توپ والیبال و چندین بازیکن والیبال. واقعا خیلی کیف می داد. بیشتر از والیبال هم کری هایی که بین بچه ها رد و بدل می شد جالب بود. کافی بود یه نفر یه توپو خراب کنه. اونجا بود که همه سریع شروع می کردن به اذیت کردنش. بعد والیبال هم بچه ها می زدن به آب و بعضی اوقات هم داوود یه قایق مریضی داشت که با خودش می اورد و 2 3 نفری سوارش می شدن. تو این هفته که این عکس رو می بینید من و مرادی و عالی حسینی تو یه تیم بودیم و داوود تو تیم مقابل ما بازی می کرد. اون پسره که بین مرادی و داوود هم هست قاسم باصری مهندسی شیمی 86. اونم که بالا سر منه و توپ تو دستشه محسن روستاپور مهندسی برق 85 دانشگاه خودمونه. و اما آخرین نفر که لباس قرمز اسپانیا پوشیده علیرضا باژونده که پسر صاحب خونمون تو بوشهر بود. اما تو این عکس جای ایمان حسنی خیلی خالیه. نمی دونم چرا اون روز باهامون نیومد.

 

این عکس به دلیل رعایت مسایل اخلاقی و حتی غیر اخلاقی در قسمت هایی سانسور شده است.

مثلا برا عالی حسینی تی شرتی درست کردم که شاید تو عمرش به تنش ندیده.