یه بیو گرافی از خودت بگو
داوود اظهری فرزند امیرحسین متولد 1366/6/10 (شناسنامه ای) 10 مهرماه 1366 (حقیقی) در اصفهان که دچار کِبَر سن (مخالف صغر سن ) شدم مثل اکثر بچه های اون موقع که تاریخ تولداشون دچار تغییرات می شد
یه برادر کوچک دارم که الان دانشجوی سال دوم دندانپزشکیه و یه برادر دیگه که 2 سال از خودم بزرگتره دندانپزشک و متاهل و خودمم در حال حاضر همون طور که میدونید سال دوم ارشد دانشگاه اصفهان هستم
کلا آدم پر جنب و جوش ، نسبتا منطقی، اهل شوخی زیاد ، بعضی موقع ها یه دنده ، کل کل کن ، علاقه مند به سیاست و اقتصاد و بحث های اجتماعی هستم و این اواخر هم متاسفانه خیلی کم حوصله و نتیجه گرا (یعنی صبر ندارم زود می خوام به نتیجه برسم) و زود از کوره در رو شدم و بطور کلی خیلی اعصاب ندارم
علاقه مند به ورزش هایی مثل بدمینتون ، شنا ، پینگ پنگ ، والیبال مخصوصا از نوع ساحلیش و البته تنها ورزشی که از دیدنش بیشتر از بازی کردن لذت می برم فوتبال به شرطی که بازی با کیفیتی باشه طرفدار چلسی انگلیس و سپاهان اصفهانم و تیم ملی اسپانیا
اهل دیدن فیلمم البته قبلا خیلی بیشتر نگاه میکردم الان کمتر وقت میکنم به ندرت فیلم ایرانی نگاه میکنم چون اعتقاد دارم فیلم ایرانی خوب سالی 2-3 تا بیشتر ساخته نمیشه آخرین باری که سینما رفتم به رنگ ارغوان و در باره الی (که شدیدا فیلم مورد علاقمه) بود
کتاب زیاد میخونم البته بیشتر رمان و همشهری جوان رو هم خیلی دوس دارم دیگه فک کنم توضیحات جامع و کاملی بود
داوود اظهری بعد از قبول شدن تو دانشگاه اصفهان، مشغول چه کاریه؟
خوب منم مثل بقیه اوایل شوق و شور داشتم چون فکر میکردم مقطع ارشد صرفا تئوری نیست و به مباحث کاربردی نزدیک میشه و همون ترم اول فهمیدم ارشدم باید با تئوری و فرمول و رابطه وقتت بگذرونی
ترم دوم هم علاوه بر درس درگیر پروپوزال بودم چون سیستم دانشگاه اصفهان با بقیه دانشگاها تفاوت داره و ما اواخر ترم دوم جلسه دفاع از پروپوزال داریم که جلسه با ارائه دانشجو در حضور دیگر دانشجویان و اساتید راهنما و مشاور و 2 تا استاد داور که اونا رو توی گروه بر اساس تخصصشون برای هر نفر انتخاب میکنن شروع میشه و با حمله های ناجوان مردانه اساتید داور و سوال پیچ کردن دانشجوی بیچاره و در انتها با نمره دادن به پایان میرسه (که اگه حد نصاب نمره حدود 70 از 100 رو نیاری موضوع یا مردود میشه و یا برای اصلاح اساسی به گروه میری )
بعد از اون دوره و اتمام ترم 2 دیگه قسمت علمی کار من کمرنگ و این اواخر کلا بیرنگ شد چون حدود 6 ماهی هست که شدیدا در گیر فعالیت های اقتصادی از بورس بگیر تا ... کارای دیگه که دوستای نزدیکم کاملا میدونن به طوری که 80% وقت آزادم رو به خودش اختصاص میده و اگه دقیقا الان بگم مشغول چه کاریم 2-3 هفته اس که نرفتم دانشگاه و کاملا به کارای غیر علمی دانشگاهی مشغولم
یک کم در مورد پروژه ی ارشدت توضیح بده و بگو تا کجا پیش بردیش؟
پروژه ارشد من طراحی ساخت و مطالعه آزمایشگاهی یک دستگاه آب شیرین کن خورشیدی با استفاده از کلکتور سهموی خطی
که خوب اسمش کاملا گویاست و دستگاهی که دارم میسازه آب شور دریا رو طی فرآیندی و با استفاده از خورشید شیرین و قابل شرب کنه و اینکه تا کجا پیش بردمش اینکه طراحیش انجام شده بیشتر قسمتاش ساخته شده ولی هنوز تست رسمی باهاش نگرفتم و در مرحله طراحی آزمایش ها هستم
یه خاطره ی جالب از دوران لیسانس بگو
بهترین خاطره من سفری که با بچه های دانشگاه تابستون 88 رفتیم مشهد که خیلی حال داد و بچه هایی که بودن حتما خوب یادشونه که چقدر تو راه خوش گذشت و دیگری سفر دسته جمعی به انزلی تابستون 90 که جا داره از معین تشکر مجدد بکنم و دلم برای اتفاقات و کارای که با بچه ها تون خونه دانشجویی که داشتیم تنگ شده
این که می گن اصفهانی ها خسیسن، راسته؟
ببنید این به نوع فرهنگ شهر بر میگرده که اصفهانیا کلا آدمای اقتصادی هستن و اهل حساب کتاب و به قولی دو دو تا چهار تا برای بیشتر کاراشون میکنن آینده نگر هستن و به بعضی از مسائل بیشتر اهمیت میدن
بذار یه مثال براتون بزنم تا روشن بشه اصفهانیا کلا به خونه و ملک اهمیت میدن مثلا اصفهانیه وقتی میره ماشین 60 میلیونی میخره که خونه که داره 800 میلیون ارزش داشته باشه در حالی که مثلا تو بوشهر(بوشهرو به خاطر این مثال زدم که از نوع فرهنگ زندگیشون شناخت دارم) طرف ماشین 80 میلیونی میخره ولی یا اجاره نشینه یا خونش حداکثر 300 میلیون ارزش داره در مورد خسیس بودن خودمم باید دوستام نظر بدن که چه جور آدمیم
کدوم شهر ایران رو بعد از اصفهان برای سکونت می پسندی؟
علاقه خاصی به رامسر دارم و بعدش هم کرج رو می پسندم تهران رو هم برای خوش گذرونی خوب میدونم
یه تصویر که از سفر حجت تو ذهنت مونده برامون شرحش بده.
اول از همه خدا نصیب اونایی که دوست دارن برن بکنه چون حس قشنگیه حضور توی مدینه بعدش محرم شدن توی مسجد شجره و حرکت به سمت خونه خدا
ولی اگه بخوام یه خاطره جالب بگم تو مدینه بودیم با هم اتاقیام حدود ساعت 3.5 شب بود از هتل میخواستیم بریم مسجد النبی از آسانسور اومدیم پائین به سمت لابی هتل که تاریک بود یهو چشم افتاد به یه پسری که داره کیک میخوره با آبمیوه به نظرم آشنا اومد رفتم جلو دیدم ااِِِاِاِ این معین خودمون که خلاصه سلام و روبوسی و اینا و البته قرار گذاشتن برای اینکه همو ببنیم و رفتن ما از مدینه همانا و دیدن همدیگه تو دانشگاه همانا ، معیین یــــــــادتــــه ؟؟؟!!
راسته که می گن خیلی منگه می دی؟
قابل توجه دوستان منگه همون غر زدنه که سال دوم سوم بود با این کلمه آشنا شدم
والا چه عرض کنم من بعضی موقع ها از بعضی کارا که با اصول ذهنی من جور در نمیاد از کوره در میرم و یه چیزایی میگم ولی اینکه غر غرو باشم رو اصلن قبول ندارم
تا حالا به عمل زیبایی فکر کردی؟
احتمالا منظورت عمل بینیه نه من خوشم نمیاد و اصلا دوس ندارم تو زندگی صحنه پیش بیاد که با کسی دعوام بشه و از ترس دماغم که نکنه چیزیش بشه کوتاه بیام دوس دارم همچین با کله برم تو صورت طرف عین این فیلما که فواره خون از دماغش بزنه بیرون
ولی عمل چشم رو خیلی دوست دارم !!!
من تابستون چشم هامو عمل کردم کاری که خیلی سال منتظر فرصتش بودم تا انجام بدم و حالا دنیا برام رنگ دیگسسسسس ... و خیلی امیدوارم تا سلمان هم بتونه اینکارو انجام بده
دوست داشتی خواهر داشتی؟
آره اتفاقا خیلی زیاد
بچه بودی دوست داشتی چه کاره بشی؟
اونجوری که یادم میاد اون موقعی که فوتبالیستا رو میدیدم دوست داشتم یه فوتبالیست خیلی خوب بشم از اون خفناشا از اینا که یه تنه پدر تیم حریف رو در میارن (البته نا گفته نماند الانم که فوتبال میبینم بعضی وقتا دوس دارم برم تو زمین 3 -4 تا گل بزنم بیام بیرون)
ولی اون موقع یه کارتونی بود یه قهرمان داشت با همه آدم بدا میجنگید الانم تو رویاهامه که کاشکی میشد یه تنه با بدی ها جنگید
تو زندگیت به چه چیزیت بیشتر از همه افتخار می کنی؟
اگه خارج بودم حتما به ایرانی بودنم و سابقه تاریخی و فرهنگی که کشورم داره ولی حالا که تو ایرانم با این مسئولینی که کفایت ازشون می باره ..!!! این حس خیلی بهم دست نمیده
اولین سوالی که شب خواستگاری می پرسی چیه؟
احتمالا میگم چرا اینقدر هوا گرمه ...
ولی اگه منظورتون از دختری که رفته باشم خواستگاریش عین این فیلما میگم ملاک شما برای ازدواج چیه و این حرفا نیست ، بگم که به آشنایی با طرف مقابل در خواستگاری پیدا کردن تفاهم اعتقادی ندارم
دلت می خواد حال کیو بیشتر از همه بگیری؟چرا؟
یکی از همکلاسیای اینجامه چراش بماند دیگه
اگه یه کتاب بنویسی به کی تقدیمش می کنی؟
تقدیم می کنم به صاحب قلم
زمانی که چلسی قهرمان اروپا شد، چه کار کردی؟ قهرمانی چلسی بیشتر بهت حال داد یا سپاهان؟
موقع پنالتی ها با بایرن نفسم تو سینه حبس شده بود و با پنالتی دروگبا که چلسی رو قهرمان کرد گفتم آخیش
ولی من قهرمانی اصلی چلسی رو سال 2009 اون سالی که با بارسلونا تو نیمه نهایی بودند و تیم قدرتمند داوری چلسی رو حذف کرد
قهرمانی سپاهان که دیگه عادی شده آخه چقدر قهرمان بشیم
دوست داشتی جای کدوم شخصیت تاریخی بودی؟
امیر کبیر
اگه می تونستی مثل روح بشی، دوست داشتی از زندگی خصوصی کی سر دربیاری؟
روح شدن برام مهم نیست، خیلی دوست دارم می تونستم تو زمان سفر کنم
اگه به عقب برگردیم، چه کار ناکرده ای داری که می خوای انجامش بدی؟
اوووووه فراوون کلی کار نکرده و نیمه تموم کاش میشد برگردیم عقب
اگه پستچی یک نامه برات بیاره که ادرس فرستنده نداشته باشه اولین کسی که به ذهنت میرسه کیه ؟
پستچی نامه رو میده دستم در نامه رو باز میکنم و میبینم پسرم از خارج از کشور برام نامه نوشته بغض گلومو میگیره !! بعداز چند لحظه میگم من که کسی رو خارج از کشور ندارم بعد میگم راستی من که پسر ندارم راستی من که اصلا ازدواج نکردم ..! دوباره نامه رو نگاه میکنم میبنم گیرنده نامه شخص دیگه ای ، یه نفس عمیق میکشم و از کادر خارج میشوم و از کادر خارج میشوم واز کادر خارج میشوم ... (تخیل رو حال میکنی)
اگر قرار باشه یه مسافرت بری دلت میخواد کدوم کشور باشه؟
الان خیلی دوست دارم برم یونان یکم ریاضت اقتصادی بکشم نه چون اینجا مردیم از خوشی ، گفتم یه تنوعی بشه بریم یه مقدار ریاضت بکشیم
به نظرت آخر دنیا کجاست؟
۲۰۱۲/۱۲/۲۱
3-4 خط از مهم ترین مسائلی که داخل وصیت نامت می نویسی، برامون بنویس.
آخه من که سنی ندارم چرا منو تو این موقعیت ها قرار میدید آخه چرا ؟؟؟
هنوز که تا حالا وصیت نامه ای ننوشتم
با کلمات زیر یک جمله بساز:
داوود اظهری – سکه – کتاب علوم – موز- پینوکیو – پروتکل الحاقی
بابا قبلا میگفتن با این 2-3 کلمه یه جمله بساز نه با این 6 تا
پینوکیو که از اخلال گران اقتصاد است و از اهم فعالیت های وی تجارت سکه و موز است و پایبندی به پروتکل الحاقی را هم رعایت نکرده است چه ربطی به داوود اظهری داره که داره کتاب علوم میخونه و سوت میزنه ... !!!
بعد از شنیدن این کلمات چه چیزی به ذهنت می رسه؟
دکتر طبخی
ببخشید اشتباهی شده ... ؟؟
چهاردهمین کنگره ی مهندسی شیمی ایران
سطح کیفیش خوب بود مخصوصا اونجا که بستنی میدادند و ایمان میگفت این بستنی کره هلندی لامصب از همش خوشمزه تره و بعدش که رفتیم پارک ارم ...
خورموج
محمد خامسی ملقب به امیر و شهاب منصوری
هر چند وقت یک بار به وبلاگ سر می زنی؟
بعضی وقتا هر روز بعضی موقع ها هم هفته یکبار
و اما حرف آخر؟
پدرم در اومد تا این پست رو بذارم بلاگفا قاطی کرد 5-6 بار گذاشتم ویرایش کردم تا درست شد ببخشید حامد یه کم دیر شد
تشکر میکنم از حامد که اینقدر برای وبلاگ وقت میذاره
و دلم هم برای بچه های دوره لیسانس تنگ شده مخصوصا سروش
بای بای