باز آمد بوی ماه مدرسه

دانلود آهنگ "همشاگردی سلام"
دانلود آهنگ "مدرسه ها وا شده"
دانلود آهنگ "باز هم اول مهر"
دانلود آهنگ "باز آمد بوی ماه مدرسه"

سلام بچه ها
من که زیاد از لیگ فوتبال چیزی نمیدونم ولی به نظرتون جایگاه پرسپولیس خیلی پایین نیست.
من فکر می کنم این جدول فوتوشاپه.

سلام بچه ها
دیروز با شنیدن کلمه ی شیمی آلی یهو یاد خاطره ای افتادم که بد نیست شما هم بخونینش.
ترم آخر با یه خانم دکتری که الان اسمش یادم نمیاد، تو دانشکده ی علوم پایه، واحد شیمی آلی داشتیم. من و البته یه چندتایی از ۸۵ ای ها. علی مرادی چون تو گروه ما بود، خوب این خاطره رو یادش میاد.
یادمه تو اون ترم، تعداد جلساتی که برای کل کلاس ها حاضری داشتم، از ۲۰ تجاوز نمی کرد!!! تعدا واحد ها مم کم نبودا. شیمی تجزیه رو هم که تو اون ترم داشتم، تنها ۲ بار سر کلاسش حاضر شدم. خلاصه، آقا یا خانمی که شما باشی، من هر ۲-۳ جلسه یه بار سر کلاس می رفتم. استاد هم گفته بود که به ازای هرغیبت بالای ۶ تا، نیم نمره از نمره ی کلتون کم می شه. خوب تا حالا بالقوه شده بود با احتساب ۱۲ جلسه غیبت ما، ۳ نمره ی منفی!!! زد و امتحان میان ترم هم که ۱۰ نمره داشت و ۱۰ نمره هم می موند برای پایان ترم، برگزار شده و من شدم ۲از ۱۰!!! بازم درست یادم نمیاد که حالا شبی بود که نتایج رو اعلام کرده بودن یا اصلا چی بود که ما درس نخونده بودیم. (بگو حالا درس خونده بودی خیلی نمرت بالا می شد؟؟؟) حساب و کتاب شما هم که قوی. الان سریع حساب کردین که ۲با اون منفی ۳ نمره شد منفی ۱و من الان فقط یه ۱۰ نمره ی پایان ترم برام مونده که با احتساب اونم ...
خلاصه ۲ -۳ روز به امتحان پایان ترم، من و علی مرادی تقریبا می تونم بگم که اون قسمت کتاب که مربوط به پایان ترم می شد رو جارو کردیم. امتحان برگزار شد و نمره من از ۱۰شد، ۹و خورده ای (خوردشو یادم نیست). استاد هم لطف کرد و یه ۱۰برام گذاشت تو کارنامه. این خاطره، نمونه ای عملی از جمله ی معروف "خواستن توانستن است" شد.
حالا اگه علی مرادی هم دوست داشت خاطرشو تو این درس بنویسه، می تونین یکی از جالب ترین خاطرات یک دانشجو رو بخونین.

اگر اجازه بدهید می خواهم در مورد دختری صحبت کنم که در یک خانواده ی بسیار فقیر به دنیا آمد . او بیستمین بچه از 22 فرزند این خانواده بود که حاصل یک زایمان پیش از موعد بود . به همین دلیل کودک نارس و ضعیفی بود و امید زیادی به زنده ماندنش نبود . اما توانست زنده بماند . در چهار سالگی به بیماری های آماس هر دو شش و تب سرخ مبتلا شد ، ترکیبی مرگ بار که در نهایت منجر به فلج شدن پای چپ او شد . او باید از ساق و مفصل های فلزی استفاده می کرد تا بتواند راه برود . اما هنوز خوشبخت بود چون مادری داشت که او را دلگرم می کرد . مادرش به دختر کوچکش گفته بود با وجود این پای آهنی باز هم تو خوشبختی چون می توانی هر کاری که بخواهی با زندگی ات بکنی . مادرش به او گفته بود چیزی که احتیاج داری ایمان ، سماجت ، شجاعت و روحه ی شکست ناپذیری است . با این طرز فکر دختر کوچک در سن نه سالگی پای فلزی خود را به گوشه ای انداخت . او مرحله ای را آغاز کرده بود که پزشک اش از انجام آن قطع امید کرده بود . بعد از چهار سال او با پاهای خود گام های بلند بر می داشت و می توانست حرکات ریتمیک انجام دهد که در علم پزشکی یک شگفتی به شمار می رفت . دختر کوچک ما بعد از این موفقیت یک تصمیم گرفت ، او می خواست بزرگترین دونده ی زن جهان شود !؟ آیا با این پاها می توانست یک دونده باشد چه رسد به اینکه در میان قهرمانان مقام کسب کند .در سن سیزده سالگی در یک مسابقه شرکت کرد و در این مسابقه آخرین نفر شد . او در همه ی مسابقات مدرسه شرکت می کرد در همه ی آن ها آخر می شد . همه از او می خواستند از این کار خود دست بردارد ولی او هیچ گاه ناامید نمی شد . تا اینکه در یک مسابقه نفر ما قبل آخر شد . از آن به بعد "ویلما رادلف" در هر مسابقه که شرکت می کرد اول می شد . ویلما به دانشگاه ایالتی تنسی رفت . جایی که یک مربی به نام " اد تمپل " را ملاقات کرد . این مربی وقتی اراده ی شکست ناپذیر ویلما را دید او را آموزش داد تا آنجا که به مسابقات المپیک راه پیدا کرد . آنجا ویلما با رقبای قدرتمندی طرف بود . یکی از آن ها یک دختر آلمانی به نام"جوتا هین" بود . که تا آن زمان هیچ کس او را شکست نداده بود . اما در دوی 100 متر سرعت ویلما او را شکست داد . پس از آن نوبت به دوی 200 متر رسید این بار جوتا نمی خواست هیچ موقعیتی را از دست بدهد ولی باز هم مغلوب اراده ی آهنین ویلما شد . بله اکنون ویلما دو مدال طلای المپیک را به دست آورده بود . اکنوم نوبت به دوی چهارصد متر امدادی رسیده بود . دو دوندهی اول از تیم ویلما به خوبی چوب را به نفر بعدی دادند اما دونده ی سوم که باید چوب را به ویلمل می داد در اثر هیجان آن را به زمین انداخت و در این هنگام جوتا شروع به دویدن کرده بود . گرفتن جوتا با آن پاهای چالاک در این وضعیت غیر ممکن به نظر می رسید ولی ویلما در کمال ناباوری این کار را کرد و صاحب سه مدال طلای المپیک شد !
"دكتر ها به من گفتند كه هيچ گاه راه نمي روم، اما مادرم گفت كه من راه مي روم و من حرف مادرم را باور كردم".
منبع : کتاب صد داستان کوتاه
این ماجرا در خط هوایی TAM اتفاق افتاده است.
یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد سیاه پوست است؛ با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد.
مهماندار از او پرسید "مشکل چیه خانوم؟"
زن سفید پوست گفت: "نمی توانی ببینی؟ به من صندلی ای داده شده که کنار یک مرد سیاه پوست است. من نمی توانم کنارش بنشینم، شما باید صندلی مرا عوض کنید!"
مهماندار گفت: "خانوم لطفاً آروم باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا می شود یا نه"
مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: "خانوم، همانطور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته ی اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم."
و قبل از اینکه زن سفید پوست چیزی بگویید مهماندار ادامه داد: "ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با این حال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کند این که یک مسافر کنار یک مسافر افتضاح بنشیند ناخوشایند هست."
و سپس مهماندار رو به مرد سیاه پوست کرد و گفت: "قربان این به ای معنی است که شما می توانید کیفتان را بردارید و به صندلی قسمت درجه یک که برای شما رزرو نموده ایم تشریف بیاورید…"
تمامی مسافران اطراف که این صحنه را دیدند شوکه شدند و در حالی که کف می زدند از جای خود قیام کردند.

شکر خدا که باز هم تونستیم ۲ تا مدال طلای دیگه بگیریم و تا حالا بین این همه کشور، دهم باشیم.
این ۲ مدال طلای اخیرمون رو پيمان نصيري در دومیدانی و سیامند رحمان در وزنه برداری برامون کسب کردند.
نکته ی مهم هم در این دو مدال طلای اخیر، شکسته شدن رکورد وزنه برداری فوق سنگین پارالمپیک توسط وزنه بردار ایرانی بود. البته رحمان رکورد ۳۰۵ کیلو رو در تمرینات برا خودش به دست اورده. اما دیشب تنها ۲۸۰ کیلو رو روی دستاش بلند کرد.
اگه یادتون باشه تو مسابقات المپیک هم قوی ترین فرد یک ایرانی بود. بهداد سلیمی رو می گم.به امید موفقیت تمام ایرانی ها در تمام عرصه ها...


سایت باشگاه پرسپوليس مطلبي درباره برتري 6 بر صفر اين تيم برابر استقلال در سال ۱۳۵۲ منتشر کرده است.
«شانزدهم شهريور يک تاريخ ماندگار براي پرسپوليسيهاست و به همان ميزان استقلاليها هم دوست ندارند چيزي از اين روز يادآوري شود.
سال ۱۳۵۲ زماني
که براي اولين بار يک ليگ منظم به نام ليگ تخت جمشيد متولد شد، هيچ کس
فکرش را نميکرد يک بازي تاريخي بين استقلال و پرسپوليس رقم بخورد که بعد
از ۳۹ سال هنوز کاري تکرار نشدني به نظر بيايد.
پرسپوليس ۵۲، بهترين تيم تاريخ باشگاه
پرسپوليس ۵۲ بهترين تيم در تاريخ اين باشگاه پرافتخار پايتخت است، چرا که سرخپوشان در اين سال با اقتدار تمام قهرمان ليگ شدند.
پرسپوليس
در اين سال بدون باخت قهرمان شد و رکوردي را از خود بر جاي گذاشت که هنوز
در فوتبال ايران شکسته نشده و بعيد است در سالهاي آينده هم تيمي بدون باخت
موفق به قهرماني شود. سرخپوشان در اين سال از ۲۲ بازي ۱۵ برد و ۷ مساوي
بدست آوردند و ۴۶ گل زده در مقابل فقط ۶ گل خورده داشتند! يعني بهترين خط
حمله و خط دفاع ليگ تخت جمشيد.
6 گل
از اين گلهاي پرشمار در بازي رفت وارد دروازه رقيب سنتي شد که آن روزها
ملي پوشان بيشماري را در ترکيب خود داشت. اين تعداد گل در هيچ بازي ديگري
بين دو تيم در سالهاي بعد رد و بدل نشد تا اين دربي به نوعي در تاريخ تک
باشد.
32 روز تعطيلي
ليگ
تخت جمشيد بعد از هفته پنجم موقتاً تعطيل شد تا تيم ملي خود را آماده دو
بازي سرنوشت ساز مقدماتي جام جهاني 1974 مقابل استراليا کند. ايران در بازي
رفت 3- صفر به استراليا در سيدني باخت و در بازي برگشت نيز عليرغم برد 2- صفر ، در نهايت از صعود به جام جهاني 1974 آلمان بازماند. مسابقات ليگ برتر پس از 32 روز تعطيلي دوباره از سر گرفته شد.
جايگاه دو تيم قبل از دربي
تا قبل از اين دربي که در هفته هفتم ليگ تخت جمشيد برگزار ميشد، پرسپوليس با 4 برد
و 2 تساوي و کسب 10 امتياز در صدر جدول بود و تيم استقلال نيز با 4 برد و 2
تساوي و 10 امتياز در رده دوم بود. فقط تفاضل گل پرسپوليس به خاطر 3 گل
زده بيشتر نسبت به رقيب سنتي بهتر بود و جالب اينکه هر دو تيم فقط 2 گل
خورده بودند. استقلال در هفته ماقبل دربي به سختي و با نتيجه 2-1 بانک ملي
را برده بود و پرسپوليس نيز مقابل پاس صفر- صفر کرده بود. سرخپوشان روز پنج
شنبه بازي کرده بودند و استقلال روز جمعه.
چهرههاي شاخص
در
اين بازي چهرههاي شاخصي مانند: همايون بهزادي، ابراهيم آشتياني، مسيح
مسيح نيا، جعفر کاشاني، رضا وطن خواه، ايرج سليماني، علي پروين، حسين کلاني
و اسماعيل حاجي رحيمي پور در ترکيب پرسپوليس و نفراتي مثل منصور رشيدي،
نصرالله عبداللهي، اکبر کارگرجم،جواد الله وردي، عزت جانملکي، کارو حق
ورديان، جواد قراب، علي جباري،محمدرضا عادلخاني، حسن روشن و غلامحسين
مظلومي براي استقلال پاي به ميدان گذاشت.
ملي پوشان دو تيم
در
ترکيب دو تيم ملي پوشان زيادي حضور داشتند که همين چند روز قبل در بازي
هاي مقدماتي جام جهاني 1974 براي ايران به ميدان رفته بودند. آشتياني،
کاشاني، حاج رحيمي پور و علي پروين در پرسپوليس و رشيدي، حجازي، کارگرجم،
قراب، عادلخاني، مظلومي و حق ورديان ملي پوشاني بودند که چند روز قبل در
قالب تيم ملي مقابل استراليا بازي کرده بودند. البته صفر ايرانپاک مهاجم
تيم پرسپوليس نيز جز ملي پوشان بود که در بازي رفت مقابل استراليا در سيدني
مصدوم شد و به اين بازي نرسيد.
با نگاهي به ترکيب دو تيم مشخص مي شود که استقلال از چهره هاي ملي پوش بيشتري برخوردار بود.
اولين دربي در آزادي
شايد
جالب باشد که بدانيد اين اولين دربي پايتخت بود که در ورزشگاه آزادي
برگزار ميشد. دوازدهمين دربي پايتخت قرار بود روز جمعه 16 شهريور و از
ساعت 6 بعداز ظهر در ورزشگاه بزرگ آزادي برگزار شود. داور اين بازي نيکولاي
پتروجيانو از روماني بود که هفته قبل به تهران آمده بود و بازي پرسپوليس و
پاس را نيز سوت زده بود و بنابراين به جو ورزشگاه آزادي و همچنين رفتار
بازيکنان ايراني آشنا بود.
فيلم دربي چه شد؟!
اما
همزمان با اين بازي تهران ميزبان مسابقات قهرماني کشتي جهان بود که در
ورزشگاه حيدرنياي فعلي برگزار ميشد. بنابراين بيشتر توجهات به سمت اين
مسابقات مهم بود و به همين دليل هم دوربينهاي تلويزيوني راهي اين ورزشگاه
شده بودند و شايد يکي از دلايل نداشتن تصوير از بازي معروف دربي 16 شهريور
همين موضوع باشد. برخي هم مي گويند تمام فيلمهاي اين بازي در اقدامي "خودجوش" (تيکه کلام عادل فردوسي پور) از دسترس خارج شد.
تحت تاثير مسابقات کشتي
براي
دربي نيز کمتر از 50 هزار نفر در يک روز گرم تابستاني راهي ورزشگاه آزادي
شده بودند که البته عجيب نبود، چرا که بيشتر تماشاگران راهي تماشاي مسابقات
کشتي شده بودند و ثانياً بازي دو تيم در آن سالها به حساسيت امروز نبود و
شايد کسي فکر نميکرد که اين بازي به اين صورت جذاب و پرگل شود.
معجزه سرخ پوشها
اما
گزارش بازي را از مجله دنياي ورزش نقل مي کنيم که با تيتر معجزه سرخپوشها
اينگونه شروع ميشود: اگر پرسپوليس ديشب را در برابر تاج با آژاکس- نامدار
بزرگ اروپا قياس کنيم، راهي به خطا نرفته ايم و سخني گزاف نگفتهايم، مگر
آنکه در اين قياس پاي ارزشهاي مادي به ميان آيد که يقيناً کسي را در ايران
به ارزش هاي 6 تا 8 ميليون که قيمت بازيکنان خوب آژاکس است، نداريم.( توضيح
اينکه آژاکس بهترين تيم باشگاهي اروپا در اوايل دهه 70 بود و نکته جالب
اينکه قيمت بازيکنان ايراني در آن زمان زير 500 هزار تومان بود! يک سال قبل
کريستال پالاس انگليس به علي پروين که بهترين بازيکن ايران در آن زمان
بود، پيشنهاد قرارداد 500 هزار توماني داده بود).
ابهت خيره کننده پرسپوليس
مجله
دنياي ورزش در ادامه گزارش بازي مينويسد: ديشب پرسپوليس ابهتي خيره کننده
داشت و سراپا وجودش را انتقام فرا گرفته بود، انتقام از دو شکست روزهاي
نزديک که اين چنين جنگنده ،يکپارچه، فداکار ، خوش فکر و بي آرام بر دروازه
تاج کوبيد و حتي تا آخرين ثانيهها، آن گاه که داور بازي ميرفت تا سوت
پايان را بدمد، کوبنده و خستگي ناپذير بر دروازه تاج آتش باريد و دو گل
پايان بازي که در 2 دقيقه آخر به ثمر رسيد، نتيجه اين خستگي ناپذيري و
انتقام جويي بود. پرسپوليس از حريف ديرين خود انتقام گرفت، انتقامي سخت که
شايد هرگز براي تاج و پرسپوليس در خواب و رويا هم نمي گنجيد براي تاج جبران
آن شايد هيچگاه اتفاق نيفتد!
1- فرار حاج رحيمي پور، تيز چنگي کلاني
بازي
دو تيم تا دقيقه 31 متعادل پيش رفت. حفظ توپ بازيکنان آبي پوش در ميدان
عالي بود و پرسپوليس نيز با فرارهاي حاج رحيمي پور چندين فرصت گل ايجاد
کرد. اما در اين دقيقه يک حادثه اتفاق افتاد: ضربه آزاد پروين که توسط حاج
رحيمي پور گرفته شده بود، را دفاع استقلال برگرداند و آشتياني توپ برگشتي
را روي دروازه فرستاد که تعلل رشيدي در دفع اين توپ باعث شد کلاني تيزچنگ
خود را به توپ رساند و با ضربه اي آرام آن را راهي دروازه کرد.
2- شليک زنده ياد سليماني از 25 متري
اين
اشتباه روحيه استقلالي ها را حسابي خراب کرد و آن ها به خشونت روي آوردند
که داور رومانيايي بي تفاوت از کنار صحنه هاي عبور ميکرد. دقيقه 43 پاس
پروين به زنده ياد ايرج سليماني رسيد و او هم با شليک 25 متري دروازه رشيدي
را براي بار دو گشود تا نيمه اول 2- صفر به سود سرخپوشان تمام شود.
3- شليک سر ضرب همايون سر طلايي
نيمه
دوم با حملات پرسپوليس آغاز شد و در دقيقه 50 روي يک حرکت تيمي توپ به حاج
رحيمي پور رسيد و سانتر او را همايون بهزادي کاپيتان سرخپوشان با يک شليک
سر ضرب درون دروازه جاي داد.
4- باز هم شوت ويرانگر ايرج سليماني
دقيقه 57 ايرج سليماني دوباره در محوطه جريمه استقلال حاضر شد و يک شوت محکم ديگر گل چهارم پرسپوليس را به ثمر رساند.
رايکوف
دست به کار شد و هادي نراقي و مسعود مژدهي را به جاي روشن و مظلومي به
بازي فرستاد. چند دقيقه بعد حجازي را هم جانشين رشيدي در دروازه کرد.
5- سانتر کلاني، ضربه سر بهزادي
از
دقيقه 60 بازي دوباره متعادل شد و آبي پوشان چند حمله را بر روي دروازه
پرسپوليس تدارک ديدند. شاگردان رايکوف تلاش مي کردند تا از بار سنگيني شکست
بکاهند، اما پرسپوليس هم در ضد حملات خطرناک نشان داده بود. دقيقه 88 بود
که سانتر کلاني را بهزادي با ضربه سر به گل پنجم تبديل کرد.
6- ششمين گل وارد دروازه شد ...
در
حالي که بيشتر تماشاگران از ورزشگاه خارج شده بودند، در دقيقه 90 سانتر
حاج رحيمي پور در محوطه جريمه زير پاي بهزادي افتاد و بدين ترتيب ششمين گل
هم وارد دروازه حجازي شد. مرتضي احمدي بازيگر معروف کشورمان که از
پرسپوليسي هاي اصيل و قديمي است مي گويد: بعد از گل ششم گفتيم "ششمين گل
وارد دروازه شد" و در ادامه ما بقي هوادارن گفتند: تيم تاج آواره شد. مرتضي
احمدي تاکيد مي کند: من خودم ديدم که از اين بازي فيلمبرداري شد اما فيلم
بازي هرگز پخش نشد، هر کاري هم کردم مسئولان تلويزيون آن زمان فيلم بازي را
به من ندادند.
تيترهاي جالب مطبوعات
شنبه 17 شهريور 1352،
مجله هاي کيهان ورزشي و دنياي ورزش در حالي روي دکه روزنامه فروشي ها قرار
گرفتند که عکس و تيتر يک روي جلدشان به مسابقات کشتي قهرماني جهاني اختصاص
داشت. دنياي ورزش در گزارش بازي تيتر زد" معجزه سرخپوشها" و کيهان ورزشي
نيز با اين تيتر بازي شش تايي را پوشش داده بود: "اين 3 تن شش بار دروازه
تاج را لرزاندند".
16 شهريور
نکته
ديگر اينکه پرسپوليس 3 بازي بعدي خود در ليگ تخت جمشيد مقابل بانک ملي،
نفت آبادان و برق تهران را با تساوي پشت سر گذاشت، بازي برگشت دو تيم هم در
حالي که تعيين کننده قهرماني نبود با تساوي 1-1 پايان يافت. همچنين از
نکات جالب مي توان به غيبت آلن راجرز سرمربي پرسپوليس در تمرينات اشاره کرد
مسئوليت آماده کردن سرخپوشان بر عهده همايون بهزادي بود. او تيم را آماده
کرد و تحويل راجرز داد. تيمي که 6 گل کاشت، تا هر زمان که 16 شهريور از
راه مي رسد پرسپوليسي ها يادي از آن بازي کنند.


به گزارش خبرگزاری انتخاب؛ مرتضی احمدی ، هنرمند قدیمی سینما ، تئاتر و دوبله ایران در هشتمین دهه زندگی هم هنوز یک عشق فوتبال به تمام معناست. او پرسپولیسی ست اما می گوید فوتبال ایران از وزی سقوط کرد که دو قطبی بودنش را شکستیم. گفت و گو از لحظه ای آغاز می شود که در دل مصاحبه اش با بچه های هنری روزنامه ، سردبیر خبرورزشی را می بیند:« باز خدا را شکر یک ورزشی نویس دیدیم که هیکلش به ورزشکارها می خورد ، هرچی کارشناس در تلویزیون نشان می دهند ، شکم های شان نشان می دهد چقدر از ورزش می دانند!»
خدایا غلط کردم ، بگو گل نزنند!
او
مدام کری می خواند فرقی هم ندارد که طرفش استقلالی باشد یا پرسپولیسی،
استاد کری می خواند و خاطره تعریف می کند:« 6 تایی ها یک نتیجه استثنایی
است که دیگر هیچ وقت تکرار نمی شود. آن روز یادش بخیر، نشسته بودم تو
جایگاه پرسپولیسی ها، داشتم نذر و نیاز می کردم که بازی را ببریم. تو جیبم
700 تومان پول داشتم، گتم خدایا هر گلی که اپرسپولیس بزند، 100 تومان صدقه
می دهم. آن موقع 100 تومان خیلی پول بود. پول چند تا کار تلویزیونی بود که
یک جا گرفته بودم! بازی شروع شد و انگار گل های ما قرار نبود تمام شوند ،
گل اول، 100 تومانی اول و همین جوری رفتیم تا رسیدیم به 100 تومانی ششم ،
دیگر گفتم خدایا غلط کردم، بگو بس کنند، پول ندارم برگردم خانه!»
خسروانی دستور داد نوارهای 6 تایی ها را بشکنند
به
او می گوییم، بازی 6 تایی ها افسانه ای بیش نیست که اگر واقعیت داشت،
اسنادش هم باید وجود می داشت. مسابقه ای که تصویری ندارد، حتما برگزار نشده
که در جوب می گوید: «دیدید گفتم استقلالی هستید! بابا من و 100 هزار نفر
تو ورزشگاه بودیم. حالا بماند که آن روز بازی جام جهانی کشتی هم بود و خیلی
از عکاس ها را برده بودند ورزشگاه سرپوشیده اما همان مسابقه هم فیلمبرداری
شد. سند می خواهی می توانی فیلم « رضا موتوری»را ببینی. تصاویر دزدی اولش
همان گل های بازی 6 تایی هاست. البته یکسری از عکاس ها هم آن روز عکس بازی
را گرفتند اما به دستور خسروانی که مالک تاج بود ناچار شدند عکس های شان را
پاک کنند.


سلام بچه ها
من این نوشته رو توی یکی از خبرگزاری ها خوندم. بد نیست شما هم بخونینش...
چهارمین دختر ماه بی بی با یک پای ناقص به دنیا آمد. به او گفته بودند بچه در شکمش گشته و همین هم باعث شده یک پایش رشد نکند.
بعد از ساره او یک دختر دیگر هم به دنیا آورد ولی نه آن سه تای قبلی و نه این آخری هیچکدام مشکلی از نظر جسمی نداشتند. بدنیا آمدن در یک خانواده پر دختر ، آن هم دختر میانی بودن می توانست یک بدشانسی به حساب آید ولی معلولیت ، ضربه آخر را هم زده بود تا امیدی به آینده او نباشد. ماه بی بی حتی نمی خواست این تصور که آینده او چه می شود هم از ذهنش عبور کند.
گزارش از: خدیجه روزبهانی

همون طور که تونستیم توی مسابقات المپیک بهترین رتبه ی تمام حضورهامون رو کسب کنیم، انشاالله تو پارالمپیک هم همچین اتفاقی برامون بیفته.
توی این ۳ مدال جدید، نکته ی مهم کسب مدال طلای تیراندازی با کمان توسط خانم زهرا نعمتیه که اولین خانم ایرانی هستن که تونستن تو المپیک و پارالمپیک مدال طلا کسب کنند.
علی حسینی و مجید فرزین تو وزنه برداری دو مدال طلای دیگه رو کسب کردند.
انشاالله باز هم پست های غرور آفرین...


گوارای وجودتون شیرینی ۳ مدال پارالمپیکی ای رو که دیروز گرفتیم.
ما مثل المپیک تنها مدال های طلا رو به عنوان پست اعلام می کنیم و انشاالله اگه سیستمی گیر بیارم، یه پوستر جالب هم برای کلیه ی مدال آوران طراحی می کنم. (هر چی نباشه ما بچه ی طراحی هستیم دیگه!!!)
جليل باقري در پرتاب وزنه، نادر مرادي در وزنه برداري و محسن کائيدي در پرتاب نيزه ۳ مدال طلای ایران رو کسب کردند.
برای خواندن رزومه ی ورزشی هر کدوم از این ورزشکاران بر روی اسم آن ها کلیک کنید.

جلیل باقری

نادر مرادی

محسن کائیدی
سلام داوود
تولدت مبارک
انشاالله ۱۲۰۰۰ ساله بشی و توی این ۱۲۰۰۰ سال یا هر رقم دیگه ای عمر بلا عزتی داشته باشی.



یادم نرفته که بزرگترین سورپرایز تو وبلاگ رو تو برای من داشتی. منتظر همچین روزی برای جبران بودم. اما چه کنم که دیگه هیچ سیستمی ندارم و حامد بدون سیستم هم هیچ کاری از دستش برنمی آد. حتی عکس هم از عکس هایی که قبلا توی وبلاگ گذاشته بودم. انشاالله به زودی های زود جبران خواهد شد...
برای دیدن پست های تبریک تولدت در سال های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ روی سال هاش یه کلیک کن و نظراتشونم بخون تا یه تجدید خاطره ای هم برات بشه.
چند وقت پیش یه سایت خیلی جالب دوستم بهم معرفی کرد . من که خیلی خوشم اومد فکر کنم شما هم ببینید حتماخوشتون بیاد .
تو قسمت "Latest videos to download" این سایت می تونید کلیپ های آموزشی زیر رو دانلود کنید . با کلیک روی هر کدوم از موارد زیر تو قسمت episode می تونید متن هر کلیپ رو که تو قسمت قبل دانلود کرده بودید رو ببینید .