برای سلمان


سلام دوست عزیز

خیلی خوشحالم که بالاخره یه جایی مشغول شدی. از دوستان جویای احوالت بودیم.

واقعا خوشحال شدم.

تبریک میگم


صندلی گرم ( شماره 3: محمد رفیعی)


آقای محمد رفیعی سلام


در آغاز می تونیم بیوگرافی مختصری از شما داشته باشیم.


با سلام خدمت تمامی دوستان گرامی، این جانب محمد رفیعی متولد و ساکن بوشهر. نظر به این که دوستان کم و بیش با من آشنا هستند،دوست دارم بیوگرافی رو بیشتر به خصوصیات فردیم اختصاص بدم. بنده بسیار شخص عاطفی هستم و قابل توجه دوستان، بسیار در حفظ صداقت تلاش می کنم. به شدت به مطالعه علاقمند هستم و بیشتر رمان هایی با مضمون اجتماعی مطالعه می کنم و همین طور پیگیر مسائل اجتماعی و سیاسی روز هستم.

خواننده مورد علاقم استاد محمد رضا شجریان.

شطرنج باز ماهری هستم اگر حسب تعریف از خود نذارید. ورق بازیم هم تعریفی نداره.


وبلاگ

لطفا به تمام سوالات زیر با دقت و به طور کامل پاسخ دهید. لطفا به تمام سوال ها نیز پاسخ دهید و اگر گفته به طور مثال یک دوست خوب. نگویید همگی خوب بودند.


داوود اظهری

1)چندتا خواهر و برادر هستید؟

من 4 خواهر و 2 برادر دارم.

2)نظرت در مورد ازدواج دانشجویی چیه؟

به شخصه با انتخاب برای ازدواج توی دانشگاه موافقم. اما با ازدواج در حین تحصیل مواق نیستم.

3)چرا تا حالا ازدواج نکردی؟

برای ازواج فکر می کنم زود باشه.

4)چند بار تا حالا خواستگاری رفتی؟

تا حالا خواستگاری نرفتم.

5) آیا با فرد خاصی در رشته قصد ازدواج داشتی؟چرا؟نتیجه؟

فکر می کنم این حق رو برای خود قائل باشم که در مورد مسائل خصوصی به سوالات جواب ندم.

متشکرم

6)دو تا از بهترین دوستات توی رشته؟

هادی و مجید.

7)این همه انرژی رو از کجا میاری؟

خوب باید بگم بنظر خودم فرد پر انرژی نیستم.

8)آینده شغلیت رو چطور می بینی؟

امیدم به خداست.

9)چرا با خانم گزدرازی توی آزمایشگاه دعوا کردی؟

موضوع بحث آمیخته به مسائل سیاسی و اعتقادی بود و منم یکم تن صدام از حد معمول بالاتر رفت، البته از ایشون عذر خواهی کردم.

10)چرا توی جلسه معرفه خودت رو آبادنی معرفی کردی، اما بعدش هرکی بهت میگفت آبادنی نارحت می شدی؟

صراحتا باید بگم اشتباه کردم، خوب واقعیت این بود که من بوشهری بودم.

11)چرا دوست نداری با ما بیای بریم شمال؟

کسی تا حالا دعوت نکرده که ما رد کنیم!


علیرضا خردمند


1)برای بعد از سربازی چه برنامه ای داری؟

خوب قطعا کار!

2)دوست داری کجا کار کنی؟

با توجه به رشته ام دوست دارم توی صنعت نفت وگاز مشغول به کار بشم.

3)در حال حاضر چه کار می کینی؟

کار خاصی انجام نمی دم اما قبل از امتحانات تدریس خصوصی داشتم.

4)تو بین بچه ها فکر می کنی کیا از تو بشون بیاد؟

همونطور که دوستان در طرح سوالات  کاملا آزاد بودن من هم می خوام از این حق استفاده کنم و اینطور خدمت آقای خردمند عرض کنم که:

بنده به شخصه با هیچ یک از دوستان مشکلی ندارم، اما اینکه نظر سایر دوستان در مورد من چیه فکر نمیکنم سوالی باشه که من جوابش رو بدونم.

5)دوست داشتی چکاره می شدی؟

دوست داشتم همونی که هستم باشم، از انتخابم راضی هستم.

6)چند نفر که بیشتر وقتت رو با اونه می گذرونی بگو.

بیشتر با هم محلی هام هستم.

7)به غیر از بوشهر دوست داشتی توی کدوم شهر زندگی کنی؟

بی تعارف شیراز.

8)تا حالا عاشق چند نفر شدی؟

اینطور که شما می پرسی احتمالا یه گروهان!

9)دوست داری زنت چه خصوصیاتی داشته باشه؟

برای اینکه نگید جواب سوالات رو نمیدی دو تا رو می گم.

اهل مطالعه باشه و تحصیلات مناسبی داشته باشه.

10)مرد سالاری یا زن ذلیل؟

سعی می کنم منطقی باشم.

11)چند بار تا حالا آبادن رفتی و چقدر اونجا رو دوست داری؟

شاید 5 بار.

12)یک خاطره خوب و بد از دوران زندگیت تعریف کن.

علیرضا جان حتما این کار رو انجام می دم اما اینجا دیگه خیلی طولانی می شه.

13)چرا زیرآب بجه ها رو میزنی؟

خدا رو شکر که دانشگاه دیگه تموم شده و من سبب آزار و اذیت کسی رو فراهم نمیارم، اما اگر برای کسی مشکلی بوجو آوردم امیدوارم ببخشه.

14)آشپزی بلدی یا نه؟اگه بلدی، چی میتونی درست کنی؟

بله، به قول خودمون دمپخت با گوشت، پلو میگو، پلو ماهی تن و چیزهای ساده دیگه.

15)کدوم استاد رو بیشتر دوست داری؟ آخ ببخشید اشتباه شد، کدوم استاد بیشتر دوستت داره؟

برای من دکتر آذین، اما در جواب سوال دوم باید بگم ایشون هم خیلی بنده رو مورد لطف خودشون قرار میدن.

16)برای استخدام شدن پارتی داری؟(این دعفه رو صادق باش)

رک بگم خیر.

آقای خردمند باید خدمت شما عرض کنم به نظر بنده اون چیزی که سبب بهبود روابط افراد میشه طرز برخورد و رفتار شخص نه پارتی.

17)از وقتی اومدی دانشگاه شده گریه کنی؟چرا؟

بله، اما ربطی به دانشگاه نداشته.

وبلاگ

سوالات وبلاگ: (سروش جم پور و حامد کریمی) (به علت این که سوالات بالا به اندازه ی کافی بود، وبلاگ سوالات خودشو در مراحل بعدی مطرح خواهد کرد.)

۱)به نظرت آدم جو گیری هستی یا نه؟

خیر، من هم مثل سایر افراد هستم.

۲)وقتی بهت می گن مهندس، چه حسی داری؟

بستگی داره چه شخصی و کجا باشه، اما در مجموع خوشم میاد. 

بعد از شنیدن این کلمات چه چیزی به ذهنت می رسه؟

بوشهر ................................................ خاکش خیلی سنگین!

سمند  ................................................ باب مسافرت

سلمان رفیعی .................................... بسیار با هوش و استعداد

C5 ...................................................... خیلی خوشگل اگه 55 میلیون داشتم حتما میخریدمش

مارمولک ............................................. تفنگ دایانا 4.5

محمد رفیعی ...................................... مغرور


در پایان باید خدمت دوستان(متاسفانه این آگهی استخدام فقط برای آقایان است) عرض کنم که از روز چهارشنبه مورخ 90/04/08 به این آدرس مراجعه کنند:


Azmoon.nioc.ir

بوشهر

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

امروز اینجا هوا عالی بود. وقتی هوا اینطوری میشه تقریبا تمامی کسانی که بوشهر زندگی میکنن میدونن تو چنین هوایی دریا چه رنگی! خوب معلوم فیروزه ای! از اونجا که منم مثل باقی دوستان این هوا رو خوب میشناسم سوار موتور شدم و یه سر رفتم ساحل! واقعا جای دوستان خالی بود!

همونطور که دوستان مطلع هستن تنها 3 شهر بندری ایران ساحلی فیروزه ای دارند! اولین و زیباترین اون برکه مهتابی هستش که در 5 کیلومتری شرق بندر لنگه قرار داره. دومین اون ساحل زیبای بندر کنگان که گاهی اوقات بدلیل آلودگی ( گرد و غبار) ممکن زیبایی همیشگیش رو نداشته باشه و در نهایت هم ساحل زیبای بندر بوشهر!

با اینکه شهر ما خیلی گرم و کوچک اما واقعا برای ساکنینش بهترین! امروز کلی عکس گرفتم ازین عکسها 2تا رو انتخاب کردم. امیدوارم خوشتون بیاد!

با تشکر

 

باور کنید کاملا اتفاقی همگی سر یک میز نشستن!


گلایه از دوستان برگزار کننده جشن فارغ التحصیلی !!!

حالا که آقا معین اینطور گلایه دارند جاش هست من هم اونچه دیدم رو بیان کنم!(البته این موضوع هیچ ربطی به معین جان نداره)

اگر خاطر دوستان باشه برگه های نظرسنجی بی نامی روز جشن فارغ التحصیلی بین دوستان توزیع شد تا اینجا هیچ مشکلی نیست، اما دوستان کلاه خودشون رو قاضی کنند ببینند درست بود در هنگام جمع آوری برگه ها نشانه ای از فرد روی برگه نوشته شود تا در نهایت قابل تشخیص باشد!

از این گذشته پخش کردن عکس برگه ها بین دوستان با توجه به  مشخص بودن نام افراد کاری بسیار زشت و دور از اخلاق دانشجویی بود.

من از دوستانی که این کار رو کردن گلایه ای ندارم، از آقا حامد و آقا ایمان گلایه دارم که چرا می بایست برگه ها بعد از جمع آوری نشانه گذاری شده باشند و بعد از اون بین دوستان دیگر دست به دست بگردند( الزاما نه بطور مستقیم).

بنده به شخصه نظراتم را در مورد دوستان رو برای خودم نگه داشتم، اما فکر میکنم همیشه مرز دوستی و اعتماد باید حفظ شود!

با تشکر از توجه دوستان!


صفحه فیس بوک

با سلام خدمت دوستان گرامی


با اجازه دوستان 85ی صفحه فیس بوکی با نام ((مهندسی شیمی دانشگاه خلیج فارس 85)) آماده شده است.تمامی دوستان بزرگوار قادر به پست مطلب یا عکس و سایر فعالیت های ممکن در این صفحه میباشند.این صفحه تنها مانند دیگر صفحات فیس بوک میباشد و اصلا جنبه رقابتی ندارد.

(لازم به ذکر است که نام این صفحه دقیقا مورد بالا میباشد و در دسته بندی صفحات گروهی قرار نمیگیرد)

متشکرم.

یادش بخیر

دکتر علی شریعتی

خدایا به مذهبی ها بفهمان که : آدم از خاک است، بگو که : یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی

میکند که یک پدیده غیبی،در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.و مذهب، اگر پیش از مرگ بکار نیاید، پس

از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد. 

عنوان ندارد.

 با سلام خدمت دوستان گرامی

به عنوان یکی از نویسندگان این وبلاگ بنظرم رسید تا تذکری برای اون دسته از دوستانی بگزارم که این وبلاگ رو با سایت خبری اشتباه گرفتن.تمامی دوستان با هر عقیده و سمتگیری برای ما محترم شمرده میشوند اما حق نویسندگی آزاد در این وبلاگ دلیلی برای طرح بحث های سیاسی وشانتاژ خبر اعم از تبلیغ یا بدگویی از یک جناح  خاص یا دولت  نمی باشد :

1.ابتدا عرض شود هدف دوستان از ایجاد این وبلاگ، ساخت یک روزنامه دیواری نبوده که مطالب از سایت های خبری کپی و پیست شوند.

2. یک جای خالی در مطلب ارسالی کافی است تا اسم شما قابل رویت باشد و همگی متوجه حضور دوستان گرامی و  اینکه به وبلاگ خودشان اهمیت میدهند خواهند بود.  

 

آقای حامد کریمی بسیار مطالب جالب و خواندنی در پست اخیر خود قرار داده بودید.واقعا جالب بود.این مطلب رو اینجا واسه آقا حامد گذاشتم واسه این که گفته بود حتما نظر بدید.

آفتابه خرج لحیم

Pyrrhic Victory : a too costly victory : king pyrrhic defeaded the romans but his losses were extremely heavy

in heavy fighting the troops managed to recapture the hill, but it could only be considered a pyrrhic victory