از بچه ها دیگه چه خبر؟
دفعه قبل یه پست گذاشتم تحت عنوان از بچه ها چه خبر مورد توجه قرار گرفت. حالا بعد یه چند وقتی بد نیست سراغی از بچه ها بگیریم. در ضمن ای ن یست حالت سرشماری دارد. پس:
حتما در قسمت نظرات این پست با نام خود مطلبی
بنویسید. یاد تون نره.
حسنی الان شیرازه و شما حساب کنید آدمی که پس از مدتی بره پیش نامزدش دیگه به وبلاگ سر می زنه؟ البته ایمان گفته: از شنبه دوباره می آد تو وبلاگ.
ساسان دفعه قبل گفته بودم که سربازه ودسترسی به این ابزار مدرنیته (اینترنت) نداره. اما خودش اومد گفت: درسته اون ور دنیا (بندرعباس) است. اما عصرها که وقتش آزاده، می آد کافی نت و به وبلاگ سر می زنه.
اظهری هم که دست به مطلبش خوب شده. اما ۸ام (یکشنبه) بازی پرسپولیس- سپاهان، دارم براش.
کیومرث بدر هم اومد و نظر داد که ببخشید من نمی تونم نظر بدم. پس مومن اون چیزی که نوشتی چی بود؟ نظر بود دیگه.
بهروزی هم به وبلاگ سر می زنه. خیلی هم از این که گفته بودم خودش و سلمان می ترکونن خوشش اومده بود. اما متاسفانه گفتم که جفتشون از اون ور ترکوندن.
معین هم دیگه معروف شده تو این وبلاگ به پوآرو.
تنگستانی اصلا معلوم نیست از بودن این وبلاگ خبر داره یا نه؟ راستی تنگستانی مهمان بعدی صندلی گرمه.
دشتی نژاد هم که از دفعه قبل که (از بچه ها چه خبر) گذاشتم فعال تر شده.
بنیامین سرش واقعا شلوغه. اما با این حال به وبلاگ سر می زنه و با این که نمی تونه پست بذاره پایه ثابت نظرات هست. خیلی هم به کلمه بوس حساسه.
خیراندیش هم پست های جالبی می ذاشت. اما یه چند وقتیه ردشو باید فقط تو نظرات بزنیم.
نوید دشتی هم اولین کسی بود که رو صندلی گرم رفت.
مجید خوبی؟ خوشی؟ کجایی؟ مثل این که می گن مجید سربازه.
عالی حسینی یه چند وقتیه کم پیدا شده. خودش می گه به یه کم وقت احتیاج دارم..
سلمان. بابا تو دیگه کی هستی؟ راستی برای سلمان دعا کنید. یه چند جایی مصاحبه و آزمون داده. خدا کنه هرجا صلاحشه قبول بشه.
علی غریبی مثل این که سرش خیلی شلوغه. علی شغل جدید برا بچه ها سراغ نداری؟
علی مرادی هم فعلا تو شک کنکوره. اما چند تا نظر توپ هم گذاشت.
منصوری هم شکر خدا هنوز زندست.
تشت زر و نیکخو و صایبی هم از بو دن این وبلاگ خبر دارن. سروش می گه که بهشون گفته. اونا هم گفتن چطور آقایون مطلب نمی ذارن، از ما توقع دارین. (این مطلب عین عبارتی که قبلا هم نوشته بودم.)
تشت زر از بین گروه بالا یه بار اومد نظر گذاشت که به خاطر پروژه دکتر آذین سرم شلوغ بوده اما از این به بعد خیلی می آم. اما ما متاسفانه بازم نه پستی دیدیم، نه مطلبی.
بارگاهی هم اومد و گفت پته چند نفرو می خوام بدم رو آب. اما مثل این که سرش خیلی شلوغ تر از این حرف هاست.
خردمند هم که پست هاش پایه ثابت وبلاگ شده.این پست آخریشم نشون می ده که جای پیشرفت داره.
قنبرپورم جایگاه خودشو تو وبلاگ با پست هاش تثبیت کرده. امیدواریم که سوتفاهمش با یکی از اعضای این وبلاگ حل شده باشه.
توانا. راستی ببخشید وبلاگ چیه؟
نوشته بودم که حامد جعفری هم اصلا تو فکر وبلاگ و این حرف ها نیست. اما چند تا نظر جالب اومد و گذاشت. تازه چند تا از سوال های صندلی گرم برا حامده.
احسان حسین زاده هم درباره وبلاگ تازگی ها بهش خبر دادم.
حسینی هم معلوم نیست ازبودن این وبلاگ خبر داره یا نه؟
راستگو هم به هم چنین.
راستی امین رحمانی پور کجاست؟ کی ازش خبر داره؟
رضا رستمی هم که مطلباش کولاکه!!!!! (اینو قبلا براش نوشتم.) اما الان فقط تو نظرات دنبال سوژه می گرده.
امیر زندوی فرد هم که تولدش بود و بعدش گفت: چرا بعضی ها بهم تبریک نگفتن و خلاصه... امیر هنوز با هیچ خبرگزاری ای در مورد حوادث اخیر صحبت نکرده. اما خبرها حاکی از اینه که تماس های مشکوکی با حامد کریمی و سروش جم پور داشته.
ضرغامی هم که هنوز سربازه. یه جورهایی اسیره و زیاد به وبلاگ سر نمی زنه. سجاد چند وقت پیش در مورد وبلاگ و بچه ها یه اس ام اس برام فرستاد که متنش اینه: یاد سهراب بخیر، آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی. من به یادت هستم. آرزویم همه سرسبزی توست.
قاسم گلشن داره دنبال کار می گرده. همین جمعه هم آزمون استخدامی شرکت گاز داد. انشا الله موفق باشه.
رضا نوروزی هم یه چند تا نظری گذاشت. الانم کجاست نمی دونم. اما اگه حموم نباشه، صد در صد تو لباساشه.
امین احمدی هم به وبلاگ سر می زنه. اما دریغ از یه نظر خشک و خالی.
حمید پاک نیت هم معلوم نیست کجاست.
جعفری راد هم می گفت به وبلاگ سر می زنه و از محتواش خبر داره.
رامین خادمی داره با گروهک ریگی تو زاهدان دست و پنجه نرم می کنه و به این کارا نمی رسه. (اینو قبلا هم نوشته بودم.)
کامران صیادی هم اصلا ازش خبری ندارم.
غلامپورم از همون هایی هست که به وبلاگ سر می زنه و اما نه نظر می ذاره نه پست. علتشم از خودش باید پرسید.
هادی کرمی هم که جریان اخیرش تو وبلاگ معروف عالم و آدم شد.
اکبر کهزادی تو عسلویه و اوقات فراغتش به وبلاگ سر می زنه. یه اس ام اس هم داده و گفته من به جاش تو وبلاگ بذارم. سلام. خوندن مطالب تو این موقع خیلی حال می ده. دست بروبچ درد نکنه. ازشون تشکر کن.
محسنی تو اینترنت ترجیع می ده تو سایت های دانلود بچرخه تا این که بیاد تو وبلاگ درپیت ما.
قاسمی هم سروش می گه بهش اطلاع رسانی شده. اما ما هیچ ردی ازش تو وبلاگ نزدیم.
گزدرازی و گودرزی هم معلوم نیست می دونن همچین وبلاگی هست؟
عباسی هم بعد این که یه مطلبش از این وبلاگ حذف شد، به حالت قهر از این بچه بازی ها کنار کشید. (سه تا خط فبلی عینا در پست قبلی از بچه ها چه خبر نوشته شده بود.)
محمد رفیعی هم که برای بچه ها در یکی از سایت ها یه صفحه درست کرد. یه پست گلایه هم گذاشت که به مذاق بعضی ها خوش نیومد. حالا هم که آبله مرغون گرفته و تو خونه خوابیده. انشاالله هرچی زودتر خوب بشه و به وبلاگ برگرده.
امین علمداری هم مفقودالاثره.
هابیل موسوی هم که یه امر خیر داشتن که من با این که بهش تبریک گفتم، از طرف وبلاگ هم بهش تبریک می گم. دیگه هابیل نوبت خودته که عروسی کنیا.
حامد کریمی هم بعد از یه کناره گیری یه هفته ای به خاطر خستگی دوباره به وبلاگ برگشت. انشاالله حامد ۱۲۰۰ سال زنده باشی و تا می تونی تو این وبلاگ پست بذاری.
به نام خدا