شعر همکلاسی

یادت میاد همکلاسی اون روز اول، توی کلاس
من بودمو ، تو بودیو بچه های پر رمز و راز
یادت میاد چه روزایی سر کلاس نیومدیم
استادامون درس میدادن اما ما ، گوش نمی دادیم
خنده هامون تو اون روزا کلاس رو سرش میذاشت
تو دل استادامونم کینه و نفرتو می کاشت
یادت میاد تو امتحان تقلبای جور وا جور
یادت میاد قرض می دادیم کتابامانو بی غرور
یادت میاد کفری شدی گفتی چقدر حرف می زنی
گفتی بابا بس کن دیگه تو گوش من زنگ می زنی
منم از اون پس همیشه سر کلاس ساکت بودم
با هیشکی حرف نمیزدم به درسامون گوش می دادم
اما چه حیف که زود گذشت دوره ی هم کلاسی ها
فقط یه مشت خاطره موند بین تموم بچه ها
می دونی به قول شاعر زندگی شهد گل است
حاصل یه عمر رفاقت عسل خاطره است
شاعر : حمید رضا
به نام خدا