دیشب به 2 دلیل نتونستم برم ورزشگاه:

اولین و مهم ترین دلیل اینه که چند وقتیه پای داداشم شکسته و تو گچه. اونم که یکی از تماشاگرهای پر و پا قرص پرسپولیسه و شاید از دو آتیشه و این حرف ها گذشته، یه جورایی با رفتن من به استادیوم و این که اون نمی تونه بیاد،ناراحت می شد که به نظر من دور از مرام بود. از طرفی چون حدود یک ساعتی برای برگشت تو راه بودم، برگشتم نزدیک های سحر می شد و بهتر دیدم یه بازی بعد از ماه مبارک رو برم استادیوم.

دقیقه ی منفی 30: برای یه سری خرید برای سفره ی سحر رفتم سوپر مارکت محلمون. 3 4 تا جوون داشتن کل کل استقلال - پرسپولیس می کردن. از بین جملاتشون کلمات الغرافه و جواب یکی شون که خودتونم 4 تا از یه تیم دیگه خوردین تو یادم مونده. منم فقط سریع سعی کردم برم به کارم برسم و قبل از بازی خونه باشم.

دقیقه ی منفی 10: هابیل موسوی یه چندتایی پیامک برام می فرسته؛ اما هیچ کدومش به طور کامل به دستم نمی رسه. در این بین چند تا خبر خوشحالی هم بهم می ده که اگه دوست داشته باشه بعدا توضیحی دربارش می ده. در این بین می پرسید چرا به آقای ... گیر دادین؟ که طی چند تا پیامک براش توضیح دادم که جواب پیامک ها شم کامل به دستم نمی رسه. از اون جایی که جفتمون پرسپولیسی هستیم، موبایلامونو زمین می ذاریم و می ریم سراغ بازی.

دقیقه ی مثبت 1: خیابانی گزارشگر بازی شده و باید منتطر راه رفتنش روی اعصاب باشیم. من و داداشم مثل همیشه جلوی تلویزیون خوابیدیم و بابامم بالا سرمون نشسته.

در این دقایق که اسامی بازیکنا اعلام می شه، داداشم از این که آقا زمانی تو بازی نیست خوشحاله و می گه پرسپولیس واقعی همینه. اما از این که شیث سمت راست دفاع وایساده، خندش گرفته.

دقیقه ی مثبت 4: حمید استیلی از همین دقایق اول حرص می خوره و تیمو رو به جلو می خونه.

دقیقه ی مثبت 5: بابام بعد از این که میرزاپورو درون دروازه ی شهرداری می بینه، می گه خوبه، میرزاپور خوب می خوره.

 دقیقه ی مثبت 8: خیابانی اولین سوتی بزرگ خودشو می ده و می گه "تماشاچی ها در انزلی و تبریز خوشحال هستند" و سوتی رو این جوری جمع می کنه "که البته در تبریز تماشاچی ای وجود نداره و 3 جلسه محرومیتشون شده 2 جلسه"

دقیقه ی مثبت 11: شهرداری یه حمله ی نصفه نیمه می کنه؛ اما شکرخدا ختم به خیر می شه.

دقیقه ی مثبت 13: نوروزی در نقش مدافعی برای شهرداری جلوی شوت بادامکی رو می گیره.

در این دقایق خیابانی شروع می کنه به یادآوری خاطرات و افتخارات میرزاپور در تیم ملی.

دقیقه ی مثبت 18: دریبل های کریمی در گوشه ای از محوطه ی جریمه، تماشاگران پرسپولیس رو که تا حالا منتظر حرکتی از پرسپولیس بودن رو به وجد میاره. واقعا حرکاتش چشم نوازه. ماشاالله.

دقیقه ی مثبت 20: تا حالا بازی چیزی نداشته غیر از 2 تا شوت خوب از بازیکنان شهرداری که راه به جایی نبرد.

تو این دقایق بیشتر حرف های خیابانی و موج مکزیکی تماشا چی ها به چشم میاد.

دقیقه ی مثبت 30: یه سانتر خوب از کریمی و یه ضربه ی سر خوب از بادامکی که با اختلاف کمی از بقل دروازه به بیرون می ره. این مهم ترین حمله ی پرسپولیس تا الان بود.

خیابانی حالا یه جفت کلمه ی نزدیک به هم پیدا کرده و هی می گه: حقیقی دروازه بان پرسپولیس هست و دقیقی مهاجم شهرداری.

مهم ترین اتفاق این لحظات هم اینه که داداشم درخواست یه پتو می کنه. حالا نمی دونم استرسش زیاد شده یا به دلیل ضعفی که پیدا کرده، سردش شده.

داداشم وقتی یه سری برگه کنارم می بینه، می گه می خوای رفیقاتو ... کنی؛ بگی رفتم استادیوم. منم بهش می خندم و می گم: نه.

برای این که سوتفاهم نشه داخل جای خالی رو با نام پرنده ای که تابستون ها یادش می ره که زمستون غذاهاشو کجا قایم کرده، پرکنین.

دقیقه ی مثبت (نمی دونم. چون ساعت بالای تلویزیون رفته): شوت قشنگ زارع با شیرجه ی شانسی میرزاپور به کرنر رفت.

دقیقه ی مثبت 41: در این دقیقه پرسپولیس به طور کاملا شانسی نجات پیدا کرد و توپی که به پای چند نفر خورده بود با برخورد به پای نورمحمدی به طور شانسی به بیرون رفت.

خیابانی بدون توجه به این که داور کرنر گرفته، می گه که ضربه رو بائو زده. داداشمم که صبرش سرریز شده، می گه " حالا چشمت ندید کی زده، عقلتم نمی رسه که کرنرشده؛ پس نورمحمدی زده نه بائو"

دقیقه ی مثبت 45: میثم بائو دروازه ی خالی پرسپولیس گل نمی کنه.

همین موقعیت کافیه تا تماشاچی ها شروع کنن به تشویق دایی. داداشمم شروع کرده به کارشناسی بازی. اما دیگه بازی تو نیمه ی اول تموم شدومن هم یه تحلیل کوچیک از بازی با داداشم میام. مهم ترین تصمیمی هم که توسط داداشم در مورد پرسپولیس گرفته می شه، اینه که کاشانی باید بره.

بین 2 نیمه بهترین موقعیته تا اول های سریال 3 دنگ 3 دنگ از شبکه ی 5 رو ببینیم. اما همش حواسم به بازی پرسپولیس بود.

اما مهم ترین اتفاق خونه ی ما قبل از شروع نیمه ی دوم، رفتن بابام به اتاق برای خوابه. با استرس و تعصبی که بابام تو این چند ساله داشته و یکی از هوادارای تعصبی پرسپولیس محسوب می شه، این حرکتش برای ما تعجب آور بود.

دقیقه ی مثبت 47: شهرداری توسط ضربه ی چیپ میثم بائو، بازیکن قدیم پرسپولیس به گل می رسه. به همین راحتی.

تماشاچی های پرسپولیسم که منتظر یه همچنین چیزی بودن، شروع می کنن به تشویق دایی و خواستار حیا کردن و ترک پرسپولیس توسط حمید استیلی و کاشانی هستند.

اعصاب داداشمم به کلی داغون شده و به خاطر پاشم زیاد نمی تونه تکون بخوره و تنها کاری که می کنه به خاطر حضور های بسیار در ورزشگاه شعار بعدی رو پیش بینی می کنه "پرسپولیس بسه دیگه؛ غیرتتو نشون بده."

بعد از این که هادی نوروزی الکی تو این دقایق خودشو به زمین میندازه تا خطا بگیره، من و داداشم انگار که قصد حمله به تویزیون رو داریم از جا بلند می شیم.

در همین حین که بازی جون گرفته، یی هو و یه باره دقیقی، مهاجم شهرداری با حقیقی تک به تک می شه. بعدشم خیلی مبتدیانه خودشو برای پنالتی زمین می زنه. که شکر خدا قهرمانی می فهمه.

پرسپولیس 2 تا تعویض هم زمان می کنه و نکته ی مهمشم اینه که هاشمیان با دستی بسته وارد زمین می شه.(ببین چقدر بازیکنی که جاش بوده رو مخ بوده)

دقیقه ی مثبت 57: جواد کاظمیان از سوی تماشاچی ها تشویق می شه. اما پرسپولیس دیگه تعویضی نداره!!!

دقیقه ی مثبت 60: علی دایی به شدت توسط تماشاچی ها تشویق می شه که پرسپولیس گل دوم رو هم می خوره.

تماشاگرهای پرسپولیس تیم شهرداری رو تشویق می کنن.

انقدر اعصابم خورده که نمی تونم ادامه بدم.

...

علی کریمی دقیقه ی 90 یه گل آفساید برای پرسپولیس می زنه.

تماشاچی ها برای شعار دادن علیه تیم ورزشگاه رو ترک نمی کنن. اما علی کریمی تیم رو جمع می کنه و می بره سمت تماشاچی ها. تماشاچی ها هم علی کریمی رو تشویق می کنن.

تلویزیون، تصاویر ورزشگاه رو قطع می کنه و یه پیامک به دستم می رسه. پیامک از طرف داووده.

Hi agha karimi

Ye gozaresh benevis az baize emshab

Ali daei perspolis sorakhe

بعدشم پیامک سجاد ضرغامی و بعدشم پیامک معین.

آقا سجاد باید پای این تیم بمونیم تا انشاالله روزهای خوش هم برسه.

آقا معین سلام! شکر خدا الان بهترم. اعصابمم آرومه.

تصمیم هایی هم که در کمیته ی فنی خونمون توسط من و داداشم گرفته شد، بماند برای بعد.

اما فقط همینو بگم که استیلی برای فوتبال پرسپولیس و ایران زحمت کم نکشیده. حقش این نبود. مشکلات از جای دیگه آب می خوره.