دانشگاه خلیج فارس
بازم دانشگاه خلیج فارس گل کاشت.![]()
با افتخار سرمو بالا میگیرمو بلند میگم من فارغ التحصیل خلیجم.
آخه بی حرمتی تا کی!؟! این 4سال بستون نبود هر رفتاری که خواستید کردید و ما فقط و فقط به جرم دانشجو بودن فخه خون گرفتیمو نتونستیم حرفی بزنیم.![]()
آخه کودوم دانشگاه هست که پرسنلش این همه بد رفتاری رو در حق دانشجوهاش میکنه، از اون نگهبان دم در خوابگاهش بگیر تا اون خان زاده های مدیر و مدبرش.
از کجاش بگم تا دلم آروم بگیره؟ از نگهبان در خوابگاه بگم که وقتی آدم پاشو تو خوابگاه میذاره انگاری که پا تو ملک پدریش گذاشتیمو جواب سلام آدمو هم نمیده یا از منشی رییس دانشکده بگم که با 10 تا بشکه عسلم نمیشه خوردشو و وقتی باهاش حرف میزنی کم مونده بزنه تو گوش آدم یا از اون سلف مسخرش که برا گرفتن یه ژتون باید تا کتف دستتو کنی تو یه سوراخ و هزارجور منت کشی کنی و هزارجور اخم و تخم را به دیده جان بخری تا یه ژتون برا اون غذای هایی کوالیتیشون بهت بدن و وقتی میری تو صف غذا اگر جرات داری بگو یه کم برام بیشتر غذا بریز انگاری که طرف میخواد از سهم ناهار خودش بهت بده یا از اون سازمان مرکزی درپیتش بگم هروقت رفتیم اونجا و کاری داشتیم هیچکی تو اتاق خودش نبود و تو اتاق روبرویی بود( مشغول گپ و گپتمان)، برا یه مدرک فارغ التحصیلی باید شونصد بار زنگ بزنی و آدم بفرستی تا شاید یه از خدا برگشته پیدا بشه و با هزارتا منت کارتو انجام بده، آخه من نمیدونم اون تلفنی که کنار دستته و داره خودشو خفه میکنه رو چرا بر نمیداری لا مذهب، آخه خانم فلانی آلان فقط رفتن به سفره 10، 15 روزست! اینا مربوط به آدم های کم سواد و کارمند سادشون بود که بیشتر از این هم انتظاری ازشون نیست، انواع و اقسام بی حرمتی ها از طرف رییس و رووس ها و دکتر مهندساشم در حق یه دانشجوی فلک زده رو هم دیدیم و جرات نداشتیم هیچی بگیم. هرچی بگم کم گفتم از این نا مردمی ها!![]()
این آخریش دیگه زد و همه ی عقده ی این 4 سال رو ترکوند، بذارید این آخریشم بگم تا دلم آروم بشه.
برا استخدامی شرکت گاز زنگ زدیم به تهران تا پیگیر کارمون باشیم و طرف ازم پرسید کودوم دانشگاه هستی همچین گلوم و صاف کردم و بلند گفتم خلیج فارس بوشهر طرف گفت تمام دانشگاه ها جواب استعلام صحت مدرک تحصیلی رو برامون فرستاده جز دانشگاه خلیج فارس، گفت دوره اول کاراموزی پر شده چون دانشگاهتون دیر اقدام کرده اسمتون میره برا دور بعدی کاراموزی نپرسید که کی هست که کی کاره شیطونه.
بعد از کلی زنگو تلفنو اینو بفرست دانشگاه و اونو بفرستو اینو ببینو اونو ببینو نامه نگاری و هزار جور کوفتو زهر مار دیگه بالاخره اعضای محترم سازمان مرکزی به خودشون اومدن و تصمیم گرفتن تا کار ما رو راه بندازن و حسابی خجالتمون دادن و جواب استعلام ها رو با پست عادی( خیلی زشته پست عادی) فرستادن تهران، خدا میدونه کی جواب ها به تهران برسه.
یه وقت ورشکست نشید اینقدر برا دانشجوهاتون ولخرجی می کنید و با پست عادی نامه نگاری می کنید می گفتید با چاپار می فرستادیم نامه ها رو.
به نام خدا