تازه خوابیده بودم که گوشیم زنگ می خوره. یه نموره ای هم سرما خوردم و گیج و منگ از خواب بیدار می شم و از اونجایی که معین می دونه، شماره ای جدیده. بر می دارم و از لحن خاصش می فهمم که حامد جعفریه. بدون هیچ مقدمه ای می گه این حسنی چه جور استادیه؟ منم می گم چی؟ می گه رفیقم می خواد باهاش آلی بگیره. چه جوره؟ باهاش بگیره. دو زاری منم حالاست که می افته و صداش توی سرم می پیچه. بهش می گم من با مهران پور بودم نمی دونم (چه فامیلی های آشنایی. نه؟؟؟) خلاصه می پرسه خودت چه طوری و سمت و سوی مکالمه رو عوض می کنه. می پرسه کجایی که می گم: سمنان. دو زاری اونم که از جنس طلاست و سریع می گیره. می گه که خیلی خوشحال شده و می پرسه بقیه کجا قبول شدن. به آرشیو شهریور ماه انتقالش می دم. می گه که سریع سر می زنم. آدرس سایتو یه بار دیگه با من چک می کنه و خداحافظ.

هنوز درست برای ادامه ی خواب گیج نشدم که زنگ می زنه و دوباره به خاطر پستی که سلمان گذاشته، از اوضاع و احوال سلمان و کار و بارش می پرسه. چون با حرف های من قانع نمی شه. شماره ی سلمانو ازم می خواد. منم شماره ی معینو براش می فرستم و می گم شماره ی سلمانو ازش بگیر.

و اما در مورد سوال هفته: من خیلی روی این سوال فکر کردم تا نکته ی اصلی این سوالو بگیرم. فکر می کنم اونجا که معین گفته داخل محیط های دانشگاهی، بخش انحرافی سوال باشه!!! به خاطر همینم من گولشو نخوردم و حسابی جواب براش اوردم تا جایزه رو ببرم.

اگه تو بخش دنیای سینما و تئاتر و تلویزیون و هنر دنبال این اصطلاح بگردیم، به یکی از مونثین این عرصه یعنی "ترانه علیدوستی" می رسیم.

تو بحث فوتبالی به "آندرانیک تیموریان" هم این اصطلاح رو می گن. اگه توجه کرده باشین تیموریان تو تاتنهام فامیلیشو، آندو روی پیرهنش می نوشت.

اما از عرصه ها که بگذریم، معین این سوال های آسونو برا چی می پرسی؟ این که نوشتی، همون "تا" ی خودمونه. وقتی می ری نونوایی، مگه نمی گی مثلا شیش "تا" نون؟ دقتت کجا رفته.

اما همون طور که داوود گفت: ما فهمیدیم که شاید تو می خواستی به "تراختور آذربایجان" اشاره کنی. اتفاقا تو ورزشگاه یه بنرتم به خاطر این که اسمشونو سر زبون ها انداختی، زده بودن. راستی به "ترک های اصیل" هم این اصطلاح رو می گن.

ای کلک... حالا فهمیدم منطورت چی بوده. می خوای بگی تهران قبول شدی و هر موقع می خوای اتوبوس های "تهران - انزلی" رو سوار شی، اینو از راننده ها می شنوی؟ بابا! دانشگاه تهران!!!

البته معین! توی دنیای علم هم به "تئوری انیشتن" این اصطلاح رو می گن. اما بهت بگم زیادم مرسوم نیست.

آقا معین این کلمه مخفف یه حرف زشتم هست. اصلا از تو انتظار نداشتم. ۲، ۳ باره داری می ری استادیوم، باید این طوری بشی؟ خدا آخر عاقبتتو به خیر کنه. از من می شنوی، پاتو تا اولشه، از این مراکز بی ادبی، ببر.

در ضمن اگه می خوای با این سوالت، "تولد اظهری" رو یادآوری کنی، بهت بگم که خیلی عقبی. تولدش خیلی وقت پیش بود.

راستی معین اگه اون قسمت داخل محیط های دانشگاهیش قسمت انحرافیش نبوده،بگم که منظور Teacher Asistant هست که همون حل التمرین خودمونه!!!

دو شب پیش، عالی حسینی باهام تماس می گیره. خیلی حال کرده با این پست های بازی والیبال ایران - کره و تهران و اصفهان گردی. می گه: بابا خیلی کار درستین. دمتون گرم. خیلی کار درستین. می گه کاش که منم بودم. بهش قول می دم که تو تورهای بعدی وبلاگ، بتونه همراهیمون کنه.

هفته ی پیش با منصوری به واسطه ی یه اس ام اس عشقولانه که بهم داد تماس گرفتم. گفتم از بچه های دیگه چه خبری داری؟ گفت: فقط همون هایی که تو تو وبلاگ می نویسی!!!

راستی سوال های صندلی گرم علی بارگاهی رو هم براش فرستادما.