شبی با سلمان و صنم ...!!!!
سلام بچاااااا ....
بعد از کلی تلاشو رایزنی تونستم سلمان رو از لونش (خودش میگه لونه نیستید ببینید چه برو بیایی دارن برا خودشون ) بکشم بیرون خلاصه رفتیم یه گشتی با هم بزنیم از همه جا و هر کی حرف زدیم خلاصه کلی خوش گذشت و دوباره امشب یک صنم تو صنمی بود که نگو جا صنمیاش خالی
اینم سلمان و صنمش

در جواب معینم که گفته بود تیپ مهندس بگم که یک تیپی زده بود و پالتویی پوشیده بود و تازه 150000 تومنم داد بود یه عینک خریده بود
آقا معین دارندگی برازندگی
جاتون خالی
اینم ما و حضرت عیسی
مکان محله ارامنه اصفهان (جلفا)

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۰ ساعت 2:10 PM توسط داوود اظهری
|
به نام خدا